close
تبلیغات در اینترنت
بهداشت روان
درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • گروه الو روانشناس

    گروه الو روانشناس

  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

خصوصیات پنهان افراد وابسته

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
خصوصیات پنهان افراد وابسته
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 27 فروردين 1394
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 120 مشاهده
وابستگی افراطی ، امری مذموم و ناخوشایند است که می تواند انسان را از مسیر سالم و کارآمد زندگی بازدارد و انرژی های مثبت او را صرف موارد بیهوده و بی سرانجام گرداند. جالب اینجاست که وابستگی ، می تواند خودش را از دید مردم پنهان نماید.

برآنیم تا در این مقاله ، 9 نوع از جلوه‌های ‌وابستگی در شکل‌های گوناگونی از خصیصه‌ها، نقش‌ها یا قالب‌های رفتاری و شخصیتی را مورد بررسی قرار دهیم ، تا شما کاربران گرامی ، با جلوه های متفاوت وابستگی آشنا شوید ؛ تا خدای ناکرده هم خود بدین دام گرفتار نشوید، و هم بتوانید افراد وابسته را در اطراف خود مورد شناسایی قرار دهید.

1- نجات دهندگان و کار راه‌اندازها
این افراد در ضمن اینکه خودشان را مورد غفلت قرار می‌دهند و از یاد می برند؛ سعی می‌کنند به دیگران کمک کرده و مشکل آنها را برطرف نمایند.

به عبارت دیگر آنها هویت شان را در ارتباط با دیگران از دست می‌دهند.

2- مردم راضی کن‌ها یا خشنودکنندگان مردم
این افراد، به جای اینکه به ابراز نیازها و خواسته‌های طبیعی خود بپردازند و آنها را برآورده کنند، ترجیح می‌دهند تسلیم دیگران شوند و خواسته‌های آنها را اجابت کنند. این افراد به سختی می‌توانند جواب رد به دیگران بدهند. بخشی از فرآیند بهبودی آنها این است که (نه) گفتن را یاد بگیرند.

3-افراد فزون طلب
توضیحات بیشتر / دانلود

نارضایتی از زندگی را کنار بزنید!

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
نارضایتی از زندگی را کنار بزنید!
افراد زیادی از زندگی کنونی خود خرسند و راضی هستند و در مقابل نیز بسیاری افراد احساس می‌‌کنند زندگی‌شان آن چیزی نیست که به دنبال‌اش بودند و یا آنچه از زندگی می‌‌خواستند همانی نیست که هم اکنون دارند. مسلماً برای شما هم پیش آمده از هیچ‌یک از موفقیت‌‌های خود احساس شادی و رضایتمندی نداشته و احساس کنید ‌این آن چیزی نبوده است که به دنبال‌اش بوده‌اید و یا آن حس خاصی که به دنبالش بوده‌اید را به شما نمی‌‌دهد. افراد موفق زیادی نیز در اطراف شما وجود دارند که ازدیدگاه دیگران بی‌نظیر و سعادتمند هستند اما در درون خود احساس بی‌کفایتی و تهی بودند می‌‌کنند.

نارضایتی از زندگی را در چهره و مکالمات بسیاری از افراد در جامعه به وضوح می‌‌توان مشاهده نمود گله و شکایت مداوم از اوضاع و شرایط اعم از اجتماعی، اقتصادی، شغلی و زندگی شخصی همراه با صورت‌‌های افسرده و دلزده انسان‌‌های بسیاری که حتی حوصله هم‌صحبتی با یکدیگر را ندارند و ترجیح می‌‌دهند در تنهایی خود فرو روند و یا افرادی که مدام با خود و دنیای اطراف‌شان در جنگ بوده و ابراز ناراحتی می‌‌کنند که چرا؟ چرا من در جایی که می‌‌خواهم نیستم؟ چرا خانه‌ای را که می‌‌خواهم ندارم؟ چرا در رشته‌ای درس می‌‌خوانم که دوست ندارم؟ چرا شغلم آزارم می‌‌دهد؟ و مهم‌تر از همه چرا من خوشحال و شاد نیستم عده بسیاری فارغ ازدغدغه‌‌های عامه مردم در رفاه کامل زندگی می‌‌کنند ولی برخی از آنان نیز بسیاری از ‌این چراها را هر روز برای خود مطرح می‌‌کنند.
توضیحات بیشتر / دانلود

لذت هایی بدون عذاب وجدان برای عید امسال

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
لذت هایی بدون عذاب وجدان برای عید امسال
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 13 فروردين 1394
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 184 مشاهده
گرچه در تعطیلات چندان به سلامتی و ورزش و غذاهای سالم پایبند نیستیم اما ما لیستی از کارهایی که می توانید انجام دهید و بدون عذاب وجدان لذت ببرید برای شما آماده کرده ایم ، این کارها نه تنها لذت بخش هستند بلکه به سلامتی تان هم کمک می کنند!

10 کار لذتبخشی که امسال عید شما را سلامت نگه می دارند
احتمالا اصلا فکرش را نمی کنید اما موارد زیر برای سلامت ماندن، شادی و زیبایی تان کارایی فوق العاده ای دارند.گاهی اوقات توجه به سلامتی کار دشواری به نظر می رسد شاید فکر می کنید باید کارهای سختی انجام بدهید، اما چه می شد اگر می توانستید در حالی که لذت می برید بدون عذاب وجدان به سلامت بدنتان هم کمک می کردید، حس بهتری می داشتید و جوان تر به نظر می رسیدید؟ فکر می کنید امکانش وجود دارد ؟
خوب خبر خوبی برای شما داریم ،اکنون می توانید! این نکات به نظر شیطنت آمیز می آیند. اما چه کسی گفته که چیزهایی که مناسب شما نیستند جالبند؟

1. پیاده روی طولانی داشته باشید. علاوه بر اینکه پیاده روی طولانی شما را به مرز 10000 گام در روز می رساند، سود دیگری نیز دارد. برای خود زمانی را اختصاص دهید. تخلیه روزانه تنش ها و استرس ها به طور روزانه این شانس را به شما می دهد که قدردان دنیای پیرامون خود باشید و برای مدت کوتاهی هم که شده خالی از هرگونه تنشی باشید. به خودتان لطفی کرده و آی پد خود را در منزل بگذارید. هشیارانه اطرافتان را بنگرید- مناظر، بوی هوا و وزش نسیم را روی پوستتان حس کنید- تا نهایت استفاده را ببرید.

2. قرار ملاقات هفتگی یا شب های دوستانه داشته باشید. داشتن دوستان صمیمی، کلیدی برای سلامتی و شادی است. خانواده و دوستانتان حمایت و درکی را که از جای دیگر نمی توانید داشته باشید را به شما می دهند. تندرستی بسیار حائز اهمیت است. بنابراین به روابط دوستانه اولویت داده و زمانی را برای دیدن دوستانتان(یا تماس) اختصاص دهید و چنانچه متاهل یا درگیر یک رابطه ای جدی هستید، بدانید که وقت گذاشتن برای با هم بودن و تقویت رابطه تان بسیار اهمیت دارد.
توضیحات بیشتر / دانلود

کارهای تمام نشده زیادی دارید؟!

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
   کارهای تمام نشده زیادی دارید؟!
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 12 فروردين 1394
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 137 مشاهده
گاهی اوقات به پایان رساندن یک پروژه، بخش دشوار آن است و برخی عوامل باعث می‌شوند مرتب به عقب برگردید و پیشرفت کاملی نداشته باشید و به خط پایان نرسید. برخی افراد در اثر ترس از شکست در هنگام به پایان رساندن کاری، آن را تمام نمی‌کنند. اما چه عواملی باعث می‌شوند که شما به‌طور کامل به هدف‌تان نرسید:

کمال‌گرا بودن
گاهی اوقات عدم تمایل برای به پایان رساندن کاری در اثر نگرانی ناشی از نتیجه آن کار است. شما نگران هستید که نتیجه کارتان به اندازه کافی خوب نباشد. اما باید باور داشته باشید که می‌توانید کار شگفت‌انگیزی انجام دهید. کمال‌گرایی بیش از اندازه باعث می‌شود که هرگز لذت کامل کردن و به پایان رساندن را تجربه نکنید.

راه حل چیست؟
استاندارد‌های خود را توسعه دهید.
توجه داشته باشید که ما نمی‌گوییم استانداردها را از آن چیزی که هستند، پایین‌تر بیاورید. از خودتان بپرسید، بدترین حالت ممکن که می‌تواند رخ دهد چیست؟ آیا کسی اهمیتی به این مسأله می‌دهد و اصلاً کسی متوجه آن می‌شود؟


خود را روی احساس به پایان رساندن متمرکز کنید. پروژه‌ای که به اتمام رسید و کاری که تمام شده است را به خاطر بیاورید. چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ شاید احساس راحتی زیاد یا آزاد بودن کنید. حالا تصورش را بکنید اگر کاری را که در حال انجامش هستید به پایان برسانید، چه احساس خوشایندی خواهید داشت. همین‌ تصور و تجسم به شما انگیزه می‌دهد تا با قدرت بیشتری پیش بروید.
توضیحات بیشتر / دانلود

آنها بيمارى رفتار دارند يارى شان كنيد

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : جمعه 02 آبان 1393
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 197 مشاهده
همیشه و در همه مدارس بچه‌هایی وجود دارند که از بچه‌های دیگر سرکش‌تر هستند. آنها خشن‌تر، سرسخت‌تر و گاه کمروتر و ساکت‌ترند. برخی از آنها بیش از دیگران اصرار می‌کنند، جلب توجه می‌کنند، عقب می‌کشند یا زود پژمرده می‌شوند. بچه‌های تشنه محبت شیطنت می‌کنند، هل می‌دهند، حرف دیگران را قطع می‌کنند یا همیشه می‌خواهند حق با آنها باشد. تمام اعمال این بچه‌ها برای معلمان و اولیای مدرسه یک علامت تعجب دارد. اینها بچه‌هایی هستند با کمی‌نیروی اضافی. این بچه‌ها مشکل انضباطی دارند، اما این راه صحیح مورد قضاوت قرار دادن آنها نیست.

بهتر است آنها را یک فرد آسیب دیده ببینیم. آنها از نظر جسمی‌مریض نیستند، واقعا آزرده‌اند و احساساتشان جریحه‌دار شده است. این دانش‌آموزان، قربانی یک منجلاب کامل، سخت و پیچیده‌اند. آنها متعلق به یک خانواده درگیر و گرفتار هستند و نتیجه آن است که بچه تبدیل به فردی می‌شود که معلم و مسئولان مدارس را در زحمت و مخمصه و دردسر می‌اندازد.

این بچه‌ها سزاوار سرزنش نیستند. خانواده کودک هم اغلب مقصر نیستند. (با اینکه افراد زیادی دوست دارند سنگ را به سوی والدین پرتاب کنند و آنها را مقصر رفتارهای نابهنجار این دانش‌آموزان می‌دانند) شما معلم عزیز می‌توانید نسبت به این دانش‌آموزان احساس احترام و همدردی واقعی کنید. زندگی، آنها را آزرده است، اگر آنها اجباری به مواجه شدن با این همه موانع و این همه آزردگی را نداشتند، امروز رفتارشان چنین نبود. این گروه ناشاد کوچک بشدت آسیب دیده‌اند.

شما می‌توانید درک خود را از رفتار‌های بیمارگونه آنها بالا ببرید. می‌توانید بفهمید این بچه‌ها یکی به عشق و مهربانی بیشتر، دیگری به استقلال بیشتر، آن یکی به فرصت رشد کردن و دیگری به محافظت و نگهداری بیشتر، نیاز دارند. هر پیشینه‌ای که داشته‌اند، یک طرح اصلی دارد و آن این که «این بچه‌ها را درک نکرده‌اند.»
توضیحات بیشتر / دانلود

رفاه اجتماعی درسایه بهداشت روان

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : یکشنبه 27 مهر 1393
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 145 مشاهده
بیماری‌های روحی روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته‌اند و هیچ فردی از هیچ طبقه اقتصادی و اجتماعی خاصی در مقابل آن‌ها مصونیت نداشته و این بیماری‌ها، همچنان بشر را تهدید می‌کنند.
خوشبختانه نهضت بهداشت روانی در نیم‌قرن اخیر، افکار غلط و خرافات در مورد این بیماری‌ها را کنار گذاشته و نشان داده که بیماری‌های روانی، قابل پیشگیری بوده است و در صورتی که مانند سایر بیماری‌ها بموقع تشخیص داده و درمان شود به همان نسبت از مزمن شدن و عوارض آن کاسته خواهد شد. در تعریف بهداشت روان آمده است: بهداشت روان، علمی برای بهتر زیستن و رفاه اجتماعی است که تمام زوایای زندگی را از نخستین لحظات حیات جنینی تا مرگ اعم از زندگی نوزادی، کودکی تا نوجوانی و بزرگسالی تا سالمندی را در برمی‌گیرد. بهداشت روانی، دانش و هنری است که به انسان کمک می‌کند تا با ایجاد روش‌هایی صحیح از لحاظ روانی و عاطفی با محیط خود سازگار شود و راه‌حل‌های مناسبتری را برای حل مشکلات خود انتخاب کند. اگرچه بهداشت روان به مفهوم کلی در مقابل تمام بیماران و همه افراد سالم متعهد است، اما برخی گروه‌ها و جمعیت‌ها، نیازمندی و آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به بهداشت روان دارند. این افراد عبارتند از: بیماران و معلولان روانی، عقب‌ماندگان ذهنی، بیماران صرعی، سالمندان، معتادان، بیکاران، نیازمندان اقتصادی، کودکان و نوجوانان، زنان باردار، جدا شده از همسر و داغدیده، افراد بی‌سرپرست، زندانیان، مهاجران
و امثالهم.
متأسفانه در بسیاری از کشورهای دنیا، ‌بهداشت روان و بیماری روانی به اندازه سلامت جسمانی و بیماری جسمی، اهمیت ندارد و مورد بی‌توجهی و غفلت قرار می‌گیرد.
براساس آمار سازمان بهداشت جهانی حدود450میلیون نفر از مردم دنیا از یک بیماری روانی یا رفتاری رنج می‌برند و در سال گذشته میلادی، 33درصد از مردم سراسر جهان، به دلیل بیماری‌های عصبی در بخش‌های روانپزشکی بیمارستان‌ها بستری شده‌اند؛بیماری افسردگی تک قطبی، علت5/12 درصد از بیماری‌های روحی و روانی مردم سراسر عالم است.
ادامه در ادامه
توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : سه شنبه 23 ارديبهشت 1393
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 194 مشاهده
«حسن ـ ب» وقتی جوانی بیست و هشت ساله بود، به اتهام ایراد ضرب و جرح عمدی به زندان افتاد. او می‌گوید: «تازه شش ماه بود که پدر شده بودم که مرا از کار اخراج کردند. در یک تراشکاری کار می‌کردم و صاحب کارگاه بدون هیچ دلیلی عذرم را خواست تا یکی از فامیل‌های خودش را به جای من بگذارد. هر چه خواهش و التماس کردم و گفتم تازه پدر شده‌ام و خرجم بالاست، اعتنایی نکرد تا این‌که از کوره در رفتم و با یک میله آهنی به او حمله کردم. اشتباه خیلی بزرگی بود، باید خودم را کنترل می‌کردم. آن زمان به فکر زن و بچه‌ام بودم اما اگر عقلم می‌رسید، به خاطر آنها باید خودم را کنترل می‌کردم.»

حسن دستگیر شد و یک‌سال تمام را در زندان ماند. او می‌گوید: «باز جای شکرش باقی است که زیاد صدمه ندید و زنده ماند وگرنه تا حالا اعدام شده بودم. در آن یک‌سال خیلی روی خودم کار کردم. قبل از آن هم زیاد عصبانی می‌شدم، اما در زندان سعی کردم کاری کنم که از کوره در نروم. یک مشاور هم بود که خیلی به من کمک کرد. در آن یک‌سال زنم خیلی سختی کشید. برای من هم خیلی سخت بود. دلم برای بچه‌ام تنگ می‌شد، اما فقط می‌توانستم عکسش را ببینم، چون زنم نمی‌توانست او را با خودش به زندان بیاورد. یک لحظه ندانم کاری کردم و یک‌سال تمام تاوان پس دادم.»

زندانی سابق بعد از آزادی، سعی کرد نسبت به گذشته رفتار متفاوتی داشته باشد. او می‌گوید: «قبلا گاهی اوقات با زنم هم کج‌خلقی می‌کردم اما وقتی بیرون آمدم نسبت به او هم مهربان‌تر شدم. زنم یک سال تمام به دلیل کاری که من کرده بودم، زجر کشیده بود و باید محبتش را جبران می‌کردم. آن‌قدر دلم برای بچه‌ام تنگ شده بود که اصلا نمی‌خواستم لحظه‌ای ترکش کنم. البته او اول خیلی غریبی می‌کرد و مدتی طول کشید تا به من عادت کند. مطمئن هستم در آن مدت او هم سختی کشیده و اثر آن، هنوز در او که نوزده ماهه شده، باقی است.»

حسن، داستان زندگی‌اش را این طور ادامه می‌دهد: «قبل از هر چیز باید دنبال کار می‌گشتم. برای پرداخت دیه شاکی‌ام، همسرم از چند نفر پول قرض کرده و از بانک هم وام گرفته بود. او در این یک سال در یک کارگاه قالیشویی کار می‌کرد، اما من دلم نمی‌خواست او به کارش ادامه دهد؛ چون فکر می‌کردم بچه‌ام بیشتر از اینها به حضور او نیاز دارد. کار پیدا کردن برایم خیلی سخت بود. سراغ آشناها که رفتم، جواب رد شنیدم، آن هم به دلیل سابقه بدی که از خودم در ذهن آنها گذاشته بودم. غریبه‌ها هم به من کار نمی‌دادند. برای همین تصمیم گرفتم به تهران بیایم. ما آن زمان در قزوین زندگی می‌کردیم و تا تهران فاصله زیادی نبود و می‌توانستم هفته‌ای دو شب پیش زن و بچه‌ام باشم.»

حسن راهی تهران شد و بعد از دو هفته کار پیدا کرد. او می‌گوید: «دوباره در یک تراشکاری مشغول شدم. قرار بود شب‌ها هم همان‌جا بخوابم، اما بعد از سه ماه نظر صاحبکارم عوض شد و دیگر به من جای خواب نداد. برای همین تصمیم گرفتم خانواده‌ام را هم به تهران بیاورم. این طوری هم کنار یکدیگر بودیم و هم این‌که من سرپناهی داشتم. زندگی در تهران برایمان خیلی سخت بود بخصوص ماه‌های اول. ما در یک اتاق 12 متری با حمام، دستشویی و آشپزخانه مشترک زندگی می‌کردیم.»

زندانی سابق بعد از 1.5 سال دوباره بیکار شد. او می‌گوید: «این دفعه خودم را کنترل کردم. این چیزی بود که در زندان یاد گرفتم. نباید روحیه‌ام را از دست می‌دادم. دوباره دنبال کار گشتم و جایی مشغول شدم. در این سال‌ها بارها پیش آمده که مجبور شده‌ام کارم را عوض کنم.

حتی در دوره‌ای با موتور کار می‌کردم که خیلی سخت بود، اما هیچ‌وقت اجازه ندادم زن و بچه‌ام از این شرایط ضربه بخورند. بعد از این همه سال الان با مردی کار می‌کنم که عمده‌فروشی دخانیات دارد. هنوز نتوانسته‌ام از خودم سرمایه‌ای داشته باشم؛ البته پول کمی دارم که به صاحب مغازه داده‌ام و او علاوه بر حقوقم ماه به ماه سودی هم می‌دهد. به هر حال زندگی‌ام را بسختی اداره می‌کنم تا زن و بچه‌ام راحت باشند.»

سلامت روان در تهديد دنياي مجازي

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : شنبه 20 ارديبهشت 1393
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 252 مشاهده
پرکار، با برنامه، مهربان، عاری از توقعات نابجا و کمی عجول؛ وقتی از مهدی قراچه‌داغی، مشهورترین مترجم کتاب‌های روان‌شناسی در ایران خواستم خودش را در چند کلمه خلاصه کند او این واژه‌ها را به کار برد. او گفت هیچ وقت در زندگی از کلمه «باید» استفاده نمی‌کند و به جایش جمله «بهتر است این طور باشد» را به کار می‌برد، یعنی آدمی است که امر نمی‌کند و توصیه کردن را می‌پسندد. البته او این خصلت را نه از کتاب‌هایی که ترجمه کرده ـ که از ژن‌ها و کروموزوم‌هایش دریافت کرده است ـ مردی که اتاق کارش از کف تا سقف پر از کتاب‌هایی است که نام مهدی قراچه‌داغی رویش نوشته شده و این نکته را به ذهن می‌آورد که عنان زندگی این مرد را همین کتاب‌ها به دست گرفته‌اند، در حالی که حقیقت چیز دیگری است.

شما مترجم پولداری هستید؟

پولدار بودن را باید تعریف کرد و آن وقت دید من پولدار هستم یا نه. در همه دنیا نوشتن و وارد شدن به وادی کارهای ادبی پول چندانی عاید فرد نمی‌کند بخصوص اگر قرار باشد با درآمد فوتبالیست‌ها مقایسه شود. من نمی‌گویم درآمد کمی دارم، اما در مقایسه با زحمتی که می‌کشم، فکر می‌کنم زیاد به صرفه نیست که کسی مترجم شود.

درآمد ماهانه‌تان چقدر است؟

شما وارد مسائل خصوصی من شدید.

شما هم درباره درآمد فوتبالیست‌ها حـــرف زدید در حالی که آنها از این کار خوششان نمی‌آید.

در هیچ جای دنیا پرسیدن درباره میزان درآمد افراد حسی خوب ایجاد نمی‌کند. من پولدار بودن را دوست دارم و خودم آن قدر دارم که راحت زندگی کنم، اما به هر حال زندگی من همان چیزی است که می‌بینید. (آپارتمانی در خیابان جردن تهران با چیدمانی شیک و به روز)

چه شد که به فکر ترجمه کتاب‌های روان‌شناسی افتادید؟

دو دلیل داشت؛ یکی عشق و علاقه من به ترجمه و دوم علاقه شدیدم به روان‌شناسی. من سال‌ها پیش از آغاز ترجمه کتاب‌های روان‌شناسی، کتاب‌هایی با موضوع اقتصاد و اقتصاد سیاسی ترجمه می‌کردم تا این که بعد از انقلاب به پیشنهاد دوستم دکتر عیسی جلالی که الان مشاور من است، وارد این حوزه شدم. من دانش‌آموز دبیرستانی بودم که آثار نویسندگان بزرگ علم روان‌شناسی مثل فروید را می‌خواندم و در دانشگاه (ملی) نیز با این که در رشته اقتصاد تحصیل می‌کردم با استادان روان‌شناسی رابطه نزدیکی داشتم و در کلینیک‌های آنها به عنوان ناظر و مستمع حاضر می‌شدم. برای همین وقتی دکتر جلالی به من پیشنهاد ترجمه در این حوزه را داد قبول کردم، هرچند مطمئن نبودم مردم به روان‌شناسی علاقه‌مند باشند. الان استقبال مردم از کتاب‌های ترجمه شده روان‌شناسی خیلی خوب است به طوری که 13 تا 14 درصد کتاب‌هایی که در ایران به فروش می‌رسد با موضوع روان‌شناسی است و جایگاهش حتی از کتاب‌های رمان بیشتر است.

در واقع کاری که من در حوزه ترجمه این کتاب‌ها انجام دادم این بود که روان‌شناسی را با زبان ساده برای مردم بیان کردم و در کتاب «تصویر ذهنی» مباحث را از واژه‌ها و جملات سنگین و دیرفهم فلسفی خالی کردم و می‌بینید که این کتاب هنوز جزو کتاب‌های پرفروش ایران است.

شما گفتید به روان‌شناسی علاقه زیاد داشتید، پس چرا رشته اقتصاد را انتخاب کردید؟

من از نظر درسی به اقتصاد بیشتر از روان‌شناسی علاقه داشتم، ضمن این که آن زمان ورود به دانشگاه کار بسیار سختی بود و پذیرش در هر رشته واقعا اندک.

این را پرسیدم چون عده‌ای می‌گویند این که شما با مدرک تحصیلی اقتصاد وارد حیطه ترجمه کتاب‌های روان‌شناسی شده‌اید، یک آفت است.

اگر کسی این عقیده را دارد نظرش محترم است، ولی بیشتر مردم کتابخوان ایران، طرفدار کتاب‌های ترجمه‌ای من هستند و در سال صد تا 150 عنوان کتاب از من تجدید چاپ می‌شود. این در حالی است که استادان روان‌شناسی نیز کتاب‌هایی را که من ترجمه کرده‌ام به دانشجویان توصیه می‌کنند. با این حال من خودم را روان‌شناس نمی‌دانم، اما ترجمه کتاب‌های روان‌شناسی را خوب بلدم.

کتاب‌ها را برای ترجمه چطور گلچین می‌کنید؟

من تا مدت‌ها برای این کار از مشاور استفاده می‌کردم که هنوز هم همین کار را می‌کنم چون معتقد به استفاده از اتاق فکر هستم، اما الان بعد از ترجمه 503 کتاب، نویسندگان بزرگ دنیا را می‌شناسم و در اینترنت دنبال این آدم‌ها و کتاب‌های جدیدشان می‌گردم. (نام مهدی قراچه‌داغی قرار است بزودی به عنوان پرکارترین مترجم جهان در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود)

.
توضیحات بیشتر / دانلود

بررسي علمي دعا و نقش ان بر روان و بهبودي جسمي افراد

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 04 ارديبهشت 1393
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 92 مشاهده
خدای عشق و محبت، زندگی مرا سرشار از قدرت درمانگر خود کن و به من قدرتی ببخش که فقط تو می‌توانی عطا کنی و مرا با دستان معجزه‌گر خود به سوی سلامت پیش بران.»

این عبارات روی یکی از دیوارهای بیمارستان لنگدیل در ایالت ویسکانسین آمریکا به چشم می‌خورد. در واقع بیمارستان‌هایی چون هارتفورد، فلوریدا، سنت وین سنت و جان هاپکینز که روز به روز به تعداد آنها افزوده می‌شود، برای شفای بیماران‌شان در کنار مجهزترین ابزارهای پزشکی از دعای دیگران نیز استفاده می‌کنند. حتی برخی از آنها با استفاده از وبسایت خود از مردم می‌خواهند که برای بیماران دعا کرده و به صورت مکتوب از طریق سایت برایشان ارسال کنند.

مذهب و درمان بیماری

از دیرباز مذاهب مختلف سراسر دنیا به درمان از راه دعا و عبادت اعتقادی راسخ داشته و مدعی بودند که دعا روی جسم و روح بشر تاثیر بسزایی دارد. از سوی دیگر پزشکان هنگام درمان بیمارانشان بارها شاهد معجزه‌های پزشکی بودند و حتی گاهی اوقات نمی‌توانستند برای بهبود ناگهانی بیمارشان توضیح قانع‌کننده‌ای ارائه دهند. این مسائل دست به دست هم داد تا محققان درباره اثر دعا روی شفای بیماران به تحقیق و مطالعه بپردازند.

در واقع می‌توان گفت در سراسر دنیا تاکنون چیزی بیش از پنج میلیون دلار برای این تحقیقات هزینه شده است.

اولین آزمایش‌ها به سال 1872 به تحقیقات فرانسیس گالتون برمی‌گردد. او از آزمایش‌هایش نتیجه‌ای نگرفت و سپس ـ البته با لحنی طنزآلود ـ گفت: اگر دعا اثربخش بود، پس عمر خانواده سلطنتی بریتانیا باید بسیار طولانی می‌شد، زیرا هر یکشنبه هزاران نفر از مردم برای طول عمرشان دعا می‌کنند!

سال‌ها بعد وقتی دانشمندان به مطالعه ارتباط بین بدن و ذهن پرداختند، متوجه شدند که عمر افراد با ایمان، طولانی‌تر از دیگران است و درواقع جسمی سالم‌تر دارند و داشتن ضربان قلب منظم، فشار خون پایین و در نتیجه سیستم ایمنی قوی از نشانه‌های سلامتشان بود. بعدها محققان به این نتیجه رسیدند که افراد مذهبی نسبت به دیگران زندگی پاک‌تری دارند. آنها به سوی الکل، مواد مخدر و رفتارهای پرخطر جنسی نمی‌روند.

دعای شفابخش

مدتی بعد محققان مقوله اثر مذهب روی بهداشت و سلامت فرد را با موضوع دعای شفابخش جدا کردند. آنها گفتند که این دو مبحث کاملا متفاوت از یکدیگر است، زیرا هنگام دعا، فرد از قدرتی بالاتر برای بهبود فردی دیگر کمک می‌گیرد و بیشتر در مواقع بحرانی به این روش دعا کردن توجه می‌شود.

سودمندی این نوع دعا روی سلامت و شفای بیماران گاه چنان مشهود بوده است که توجه جامعه علمی را بشدت به خود جلب کرده است و محققان را به بررسی این نظریه که انسان می‌تواند با کمک ذهن خود، نیرویی برتر را فراخوانده و به درمان فردی بیمار بپردازد واداشت.

ادامه در ادامه مطلب
توضیحات بیشتر / دانلود

بهداشت روان...رهایی از فکر گذشته

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : سه شنبه 30 آبان 1391
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 621 مشاهده
گاهی عزیزی را از دست می دهیم اما زندگی جریان دارد و باید به آینده فکر کنیم اما این کار ساده ای نیست. توصیه‌هایی که برایتان آورده‌ایم کمکتان می‌کند با گذشته خداحافظی کنید و به سمت آینده پیش روید.


فراموش کردن گذشته زمانی که خاطره ی تلخی را برایمان تداعی می کند آسان نیست، اما راه‌های عملی وجود دارد که کمکتان کند گذشته‌تان را فراموش کنید. قبل از اینکه با گذشته خداحافظی کنید، لازم است با خاطرات و تجربیاتتان روبه‌رو شوید.



شش قدم برای فراموش کردن گذشته


بنویسید، حرف بزنید، طراحی کنید، نقاشی کنید، وگرنه به دام خاطراتتان می‌افتید. فراموش کردن گذشته یعنی احترام گذاشتن به خاطراتتان.

احساسات و عواطف مربوط به خاطرات دردناک را با شستن آنها از ذهنتان فراموش کنید – شاید در طول آن احساس وحشتناکی داشته باشید اما بعد از آن آرام و راحت خواهید شد. با زندگی کردن دوباره با آن خاطرات، فراموششان کنید.


توضیحات بیشتر / دانلود