close
تبلیغات در اینترنت
موفقیت-مدیریت
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

  • لجبازی یک واکنش نامطلوب در بیان نیازهای کودکان است

    لجبازی یک واکنش نامطلوب در بیان نیازهای کودکان است

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت
  • تاریخ ارسال : سه شنبه 16 ارديبهشت 1393
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 147 مشاهده
سرانه مطالعه در ایران شبیه همان فیل معروف مولاناست که هر کسی از زاویه دید خودش به آن نگاه می‌کند و بر حسب دیدگاه شخصی‌اش به تحلیل سرانه مطالعه در ایران می‌پردازد.

آمارهای رسمی از دو دقیقه تا 75 دقیقه مطالعه در روز متغیر است. علت این اختلاف آماری فاحش هم این است که گاهی در ارائه آمارها، خواندن کتاب‌های آسمانی و دعاها را هم در زمره مطالعه غیراجباری به حساب می‌آورند و با همین پیش‌فرض، وضع سرانه مطالعه در ایران، کمی شکل و شمایل آبرومندتری به خود می‌گیرد.

اما واقعیت این است که جدای از همه این آمارهای رسمی، عموم ایرانی‌ها به نسبت کشورهای توسعه یافته سرانه مطالعه کمتری دارند و اصولا مردمی هستیم که با فرهنگ شنیداری و گفتاری، راحت‌تر ارتباط برقرار می‌کنیم.

حالا در این شرایط ناخوشایند سرانه مطالعه در ایران، جالب است که تمایل به مطالعه کتاب‌های روان‌شناسی در ایران بالاتر از بسیاری از کتاب‌های دیگر است؛ به گونه‌ای که مثلا شاهد هستیم برخی افراد که حتی احتمال دارد در طول سال هم یک کتاب غیردرسی نخوانند، اما نسبت به خواندن کتاب‌های روان‌شناسی و موفقیت علاقه‌مند هستند.

محبوبیت و پرطرفداربودن برخی از این کتاب‌های روان‌شناسی و موفقیت، به گونه‌ای است که گاه برخی از این کتاب‌ها جماعت مختلفی اعم از تحصیلکرده، استاد دانشگاه، زنان خانه‌دار و حتی نوجوانان را به خود مجذوب می‌کند و برخی از این کتاب‌ها به چاپ چندم می‌رسد.

اگرچه همین جو استقبال نسبت به مطالعه کتاب‌های اینچنینی در جای خود قابل تحسین است و قطعا در نهادینه‌شدن فرهنگ مطالعه در ایران تاثیر مثبت می‌گذارد، اما سوال اینجاست که مگر این کتاب‌ها از چه ویژگی و مزیت‌هایی برخوردار است که در مدت زمان کوتاهی به محبوبیت می‌رسند و اصلا چرا بسیاری از کتاب‌های علمی ـ که اتفاقا شاید برای انتشار خیلی از آنها زحمت بیشتری کشیده شده باشد ـ به چنین تیراژ گسترده‌ای نمی‌رسد؟

کتاب‌های تجاری پرطرفدارتر است

این روزها تقریبا یک پای هر پدیده بشری به تجارت گره‌خورده و در این میان، کتاب هم از این ماجرا مستثنا نیست. تقسیم کتاب علمی و کتاب تجاری، مثل تمایز قائل‌شدن بین فیلم هنری و تجاری، قاعده مرسوم این روزهای دنیای فرهنگ و هنر است.

دکتر مصطفی تبریزی، روان‌شناس و عضو بازنشسته هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی در گفت‌وگو با جام‌جم عنوان می‌کند: عمده کتاب‌های روان‌شناسی که این روزها در بازار مورد استقبال عموم قرار می‌گیرد و طرفداران بیشتری دارد، کتاب‌هایی است که جنبه تجاری و فروش آن قوی‌تر از جنبه علمی آن است.

به گفته تبریزی، کتاب‌هایی که مثلا خوشبختی در چند لحظه و موفقیت در چند دقیقه را به مخاطب وعده می‌دهد، کتاب‌هایی است که جنبه علمی درستی ندارد، اما اتفاقا این کتاب‌های تجاری میزان فروش بالاتری از کتاب‌های علمی دارد.

در تعریف این کتاب‌های تجاری باید توجه داشت که اغلب این کتاب‌ها از مفاهیم علمی و دانش روان‌شناختی کم‌بهره‌اند و برای اغلب ناشران این کتاب‌ها، فروش بیشتر و رضایت خریدار نسبت به میزان آگاهی‌بخشی همان کتاب در جایگاه بالاتری قرار دارد.

کتاب خواندن برای تحمل سختی‌ها

کارد به استخوان رسیده است و به هر دری که می‌زند، نتیجه نمی‌گیرد. روز به روز هم اوضاع مالی و خانوادگی‌اش بدتر می‌شود و حالا در بحبوحه این سیل مشکلات به کتاب‌های روان‌شناسی پناه می‌آورد تا راحت‌تر بتواند مشکلاتش را تحمل کند.

نه این که بخواهیم بگوییم همه افرادی که کتاب‌های تجاری روان‌شناسی می‌خوانند در زمره این افراد هستند، اما دور از ذهن نیست سهم زیادی از مشتریان این کتاب‌های عامه‌پسند را همین تیپ از شهروندان تشکیل می‌دهند.

تبریزی اعتقاد دارد وقتی ناکامی‌های اجتماعی و اقتصادی زیاد می‌شود و فرد نمی‌تواند این ناکامی‌ها را تحمل کند، احتمال دارد افراد به این کتاب‌های روان‌شناسی تجاری متمایل شوند.

به گفته این روان‌شناس، وقتی فردی نمی‌تواند نسبت به مشکلات ساختار اجتماعی که در آن قرار گرفته است مقابله کند، گاهی به این کتاب‌ها روی می‌آورد تا تحمل شرایط برایش راحت‌تر شود.

البته شکی نیست خواندن این کتاب‌ها نمی‌تواند یکباره معجزه و مثلا مشکل بیکاری جوانی را حل کند، ولی تبریزی تاکید دارد مشتریان این کتاب‌های تجاری، بیشتر از آن که به دنبال موفقیت واقعی باشند، به دنبال این هستند که با خواندن این کتاب‌ها به هیجان، شادمانی و آرامش برسند؛ حتی اگر این شادمانی آنها چندان پایدار نباشد.

فهم راحت، بازاری همه‌گیر می‌آفریند

چند نفر از مردم حاضرند کتابی تخصصی درباره مباحث سیاهچاله‌های فضایی بخوانند؟ این پرسش ساده‌ای است که جواب آن را باید در بین دانشجویان و متخصصان فیزیک نجوم پیدا کرد، اما چند نفر حاضرند کتابی روان‌شناسی با عنوان راز سریع پولدارشدن را بخوانند؟ بدیهی است مشتریان این کتاب می‌تواند از هر سن، جنس و ملیتی باشد.

همه‌فهم و عامه‌پسند تولیدکردن هر محصول هنری و فرهنگی این قابلیت را دارد که تعداد مشتریان آن اثر را به شکل چشمگیری افزایش دهد.

اغلب کتاب‌های موفقیت و روان‌شناسی که در بازار بین مردم دست به دست می‌شود، از این خصوصیت مبرا نیست و هر فردی با هر میزان سواد می‌تواند بسیاری از این کتاب‌ها را بخواند، بفهمد و به دلیل القای انرژی مثبتی که در این‌گونه کتاب‌ها موج می‌زند، از خواندن آن لذت ببرد.

البته همین ویژگی عامه فهم‌بودن این کتاب‌ها و محتوای علمی ضعیف آنها باعث دفع مخاطب متخصص می‌شود؛ طوری که می‌توانیم بگوییم بسیاری از این کتاب‌های تجاری روان‌شناسی مورد علاقه کتابخوان‌های حرفه‌ای نیست، زیرا آنها براحتی فرق کتاب علمی را از کتاب غیرعلمی تشخیص می‌دهند.
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 29 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 459 مشاهده

اگر می‌خواهید زندگی موفقی داشته باشید، هیچ‌وقت خودتان را درگیر 7 عادت آدم‌های ناموفق نکنید.

 

 کدام 7 عادت؟! با صفحه «موفقیت» این هفته، همراه شوید....
 
عادت اول: آنها منفی فکر می‌کنند، منفی حرف می‌زنند و منفی عمل می‌کنند!

آنها در هر شرایطی فقط مشکلات را می‌بینند. همیشه شکایت می‌کنند که آفتاب خیلی داغ است، باران گل‌های باغچه‌شان را خراب کرده، باد موهای‌شان را به هم ریخته و ... خلاصه، فکر می‌کنند همه عالم برخلاف میل آنهاست. همیشه مشکل را می‌بینند و هیچ‌وقت راه‌حل را نمی‌بینند. یک ضربه کوچک مشکلات را آن‌چنان بزرگ می‌کنند که تبدیل به یک تراژدی اساسی می‌شود. آنها شکست را عاقبت هر کاری می‌دانند؛ همچون یک بلای آسمانی که یک دفعه نازل می‌شود. هیچ‌وقت به جلو حرکت نمی‌کنند و در زندگی‌شان تغییر زیادی نمی‌دهند، چرا که همیشه می‌ترسند حاشیه امنیت و راحتی خودشان را از دست بدهند.
 
 
عادت دوم: آنها قبل از اینکه فکر کنند، عمل می‌کنند!

آنها براساس تصمیم‌های غریزی، آنی و تکانه‌ای عمل می‌کنند! مثلا اگر چیزی را ببینند که خوش‌شان بیاید و چشم‌شان را در نگاه اول بگیرد بدون لحظه‌ای درنگ آن را می‌خرند. حتی خیلی چیزهای به درد نخور و بی‌ربط با زندگی‌شان. بعد یک چیز بهتر را می‌بینند و شروع می‌کنند به ناله و نفرین و چانه زدن برای دست آوردن آن. اگر به دست‌اش بیاورند زود از یادش می‌برند و اگر به دست‌اش نیاورند زمان زیادی را صرف غم و اندوه ناشی از آن می‌‌کنند. اکثر وقت‌ها درباره‌ آینده فکر نمی‌کنند و با این حال فکر می‌‌کنند فردا موقعیت بهتری از امروز خواهند داشت. درباره نتایجی که به دست خواهد آمد، نظری ندارند. عمدتا از زندگی زناشویی‌شان لذت نمی‌برند. گاهی دست به اعمال خلاف – چه تخم‌مر‌غ‌دزدی و چه شترمرغ دزدی- می‌زنند و جالب اینکه همه این کارها را در تصورات‌شان، مطلوب می‌بینند.
 

عادت سوم:خیلی بیشتر از آنکه گوش بدهند، حرف می‌زنند!

انگار می‌خواهند یک «شومن» باشند و خودشان را مدام توی بحث‌هایی درباره قهرمانان زندگی‌شان و گروه‌ها و دسته‌هایی که دوست دارند، می‌اندازند و در این راه از دروغ گفتن هم ابایی ندارند اما اکثر مواقع حرف‌هایی که می‌زنند با توجه و استقبال دیگران روبه‌رو نمی‌شود. وقتی کسی به آنها نصیحتی می‌کند، گوش‌های‌شان را می‌بندند و چیزی نمی‌شنوند، چرا که آن‌قدر مغرورند که نمی‌خواهند اشتباه‌شان را قبول کنند. در تصور خودشان، خیلی هم با فهم و کمالات هستند. آنها توصیه‌های دیگران را رد می‌کنند چون احساس می‌کنند اگر به حرف دیگران گوش بدهند، رتبه و منزلت‌شان پایین می‌آید.
 



توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : شنبه 27 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 257 مشاهده
فرق اساسی این پژوهش با دیگر فعالیت‌های انجام شده در این حوزه، در رویکرد استناد به آیات و نحوه تایید گرفتن از آیات قرآن کریم است.

 

مجموعه حاضر به رؤیت و تأیید حجت‌الاسلام والمسلمین قرائتی، آقای دکتر فانی و آقای دکتر خندان رسیده و اصلاحات لازم اعمال گردیده است

  پیشگفتار
قرآن كریم، کتابی که از سوی پروردگار عالم و خالق و پرورش دهنده تمام موجودات از جمله انسان، نازل گردیده، بیان كننده نیازهای زندگی بشری برای رشد و تعالی و تکامل است، چنان كه در آیات گهربار آن کتاب فرمود: "تبیاناً لكل شیء"
از طرفی آیات این سلسله هدایت، بر مدیر جامعه اسلامی، پیامبر اعظم صلی‌الله‌علیه‌وآله، نازل گردیده که خود اقدام به تشکیل حکومت و اداره آن به مدت ده سال نموده و در تمام آنات و لحظات و مشکلات، عنایات و راهنمایی‌های وحیانی راه گشای وی بوده است.
در این پژوهش تلاش بر این است تا با مراجعه به تفسیر قرآن کریم که پل ارتباطی میان ذهنهای خسته ما و آیات نورانی کلام‌الله است، دستورات و ارشادات آن منشور ربّانی که نگاهی به حوزه علوم مدیریتی دارد، استخراج گردد.
هدف از جمع‌آوری این مجموعه، فراهم آمدن نسخه‌ای کارآمد و آسان فهم برای عموم علاقه‌مندان به مباحث مدیریت اسلامی بوده است، لذا تفسیری که مورد استناد و بازبینی قرار گرفته، «تفسیر نور» اثر حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی‌ می‌باشد که در شیوایی و روانی، از معدود آثار منتشره در میان تفاسیر قرآن کریم است و در نگارش آن، تفاسیر مشهور مورد رجوع بوده و از این لحاظ از جامعیت نسبی برخوردار می‌باشد.
در بعضی از صفحات، ذیل نکات مطرح شده، آدرس آیاتی که مفهوم مشابه با آن را دارند جهت ارجاع علاقمندان ذکر گردیده که این روش باعث جلوگیری از تکرار آیات با مفهوم مشابه شده است.
موضوع و عنوان هر یک از آیات به صورت تیتر بیان گردیده تا علاقمندان بتوانند در پژوهشهای خود از آنها به عنوان مواد خام، استفاده نمایند، اگر چه پردازش و تکمیل این فضای علمی، خود حرکتی دشوار و خلاقیت مدار است.



توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 25 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 281 مشاهده

توانمندسازیکارکنان زمانی می توانند به خوبی تز عهده وظایف محوله برآیند که از مهارت ، دانش و توانائی لازم برخوردار بوده و اهداف سازمان را بخوبی شناسانند ابزاری که می تواند در این زمینه به کمک مدیران بشتابد فرایند توانمند سازی است.

 

 

چکیده
این مقاله قصد دارد با رویکردی کاربردی به مفهوم توانمندی کارکنان توجه کرده و به بررسی عوامل مؤثر بر توانمندی کارکنان بپردازد .توانمند سازی کارکنان یکی از ابزارهای مؤثر برای افزایش بهره وری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیت ها و توانایی های فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است .مدیریت برای اینکه بتواند سازمان متبوع خود را بهبود بخشد بایستی با دید کیفی به سازمان بنگرد و تلاش کند تا آنجا که ممکن است با ارائه راهبردهای اجرائی ، کیفیت عملکرد کاری سازمان خود را در سطح مطلوب حفظ کند .این به این معنی است که اصولاً هر برنامه مبتنی بر توانمندسازی می تواند به بهره وری منجر شود. دیدگاه های توانمند سازی :
1-  دیدگاه عقلانی
2- دیدگاه انگیزش
3-دیدگاه فوق انگیزش
4-دیدگاه سیستمی (الگوی سه بعدی توانمند سازی مطرح هستند ، اعتماد صمیمیت ، تعهد ، مشارکت ، صداقت ، قدردانی ، مسئولیت دادن ، ارتباطات قوی ، محیط کاری مناسب ، بهینه سازی روش های کار از جمله ضروریات برنامه توانمند سازی می باشند و براساس مدیریت فرایند مدار توانمند سازی را باید در سازمان بصورت فرایند پیاده کرد .
واژه های کلیدی :توانمند سازی ، بهره وری ، مسئولیت پذیری ، اثربخشی ، مدیریت توانمند سازی


مقدمه
سازمانها امروزه در محیطی کاملاً رقابتی که همراه با تحولات شگفت انگیز است باید اداره شوند.در چنین شرایطی مدیران فرصت چندانی برای کنترل کارکنان در اختیار ندارند و باید بیشترین وقت و نیروی خود را صرف شناسائی محیط خارجی و داخلی سازمان کنند و سایر وظایف روزمره را بر عهده کارکنان بگذارند. کارکنان زمانی می توانند به خوبی تز عهده وظایف محوله برآیند که از مهارت ، دانش و توانائی لازم برخوردار بوده و اهداف سازمان را بخوبی شناسانند ابزاری که می تواند در این زمینه به کمک مدیران بشتابد فرایند توانمند سازی است.

واژه (EMPOWER) در فرهنگ آکسفورد " قدرتمند شدن " ، " مجوز دادن " ،" ارائه مدرک



توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : سه شنبه 23 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 291 مشاهده

پولدارتجربه‌ نشان‌ داده‌ که‌ خيلي‌ها معتقدند وقتي‌ صحبت‌ پول‌ و خوشبختي‌ است‌ هيچ‌ يک‌ از اين‌ تفکرات‌مثبت‌، کارهاي‌ شبانه‌ روزي‌ و نگرش‌هاي‌ صحيح‌ براي‌ بالا بردن‌ توان‌ پرداخت‌ قسطهاي‌ آخر ماه‌کوچکترين‌ کمکي‌ نمي‌کند. حقيقت‌ اين‌ است‌ که‌ انديشه‌هاي‌ هشيار و ناهشيار ما هميشه‌ با ميزان‌ درآمدما در حال‌ عمل‌ هستند. سعادت‌ و يا عدم‌ سعادت‌ ما، نتيجه‌ تفکر ماست‌. ذهن‌ انسان‌ و چگونگي‌باورهاي‌ او تعيين‌ کننده‌ کيفيت‌ زندگي‌ اوست‌ و ذهن‌ ما بسته‌ به‌ شيوه‌اي‌ که‌ براي‌ تربيتش‌ اتخاذ مي‌کنيم‌ مارا ثروتمند يا فقير نگه‌ مي‌دارد.

فقر نتيجه‌ تفکر فقيرانه‌ است‌ اگر ثروت‌ مي‌خواهيد نوع‌ تفکر خود را عوض‌ کنيد. تصور کنيد يکي‌ ازدوستانتان‌ هميشه‌ مقروض‌ است‌ و معتقد است‌ که‌ تا ابد براي‌ پرداخت‌ بدهي‌هاي‌ خود در تنگنا خواهدبود. او احتمالا فقط داوطلب‌ انجام‌ کارهايي‌ است‌ که‌ حقوق‌ و مزاياي‌ بسيار کمي‌ دارند زيرا او اين‌ جايگاه‌را براي‌ خودش‌ پذيرفته‌ است‌. به‌ احتمال‌ زياد او فقط با کساني‌ مي‌تواند ارتباط نزديک‌ داشته‌ باشد که‌ هم‌طبقه‌ خودش‌ باشند زيرا تنها در مصاحبت‌ با اين‌ نوع‌ آدم‌ها احساس‌ راحتي‌ مي‌کند. او به‌ خودش‌ تلقين‌کرده‌ است‌ که‌ زندگي‌ دشوار و طاقت‌ فرساست‌ و با دوستاني‌ که‌ انتخاب‌ کرده‌ ديگر کوچکترين‌ انگيزه‌اي‌براي‌ تغيير اين‌ عقيده‌ ندارد. در زندگي‌ چيزي‌ را به‌ دست‌ مي‌آوريم‌ که‌ انتظارش‌ را داريم‌ و بنابراين‌ فردي‌که‌ انتظار تنگدستي‌ دارد همان‌ نصيبش‌ مي‌شود زيرا در مغز خود برنامه‌اي‌ دارد که‌ به‌ او مي‌گويد: «هي‌، توهيچ‌ وقت‌ پولدار نمي‌شوي‌». احتمالا خود او به‌ اين‌ نکته‌ پي‌ برده‌ است‌ که‌ هر وقت‌ پول‌ غيرمنتظره‌اي‌ به‌دستش‌ مي‌رسد بلافاصله‌ بيرون‌ مي‌رود و خرجش‌ مي‌کند چون‌ فکر مي‌کند که‌ حالت‌ عجيبي‌ دارد و بهتراست‌ به‌ وضعيت‌ عادي‌ يعني‌ بي‌پولي‌ برگردد. او ممکن‌ است‌ با خودش‌ فکر کند: من‌ هيچوقت‌ پولدارنخواهم‌ شد زيرا تحصيلات‌ خوبي‌ نداشته‌ام‌. اگر تحصيلات‌ عالي‌ شرط ثروتمند شدن‌ است‌ بايد تمام‌اساتيد دانشگاه‌ ميليونر باشند.

و اما بسياري‌ از تحصيلکرده‌ها هم‌ هستند که‌ هميشه‌ جيبشان‌ خالي‌ است‌ و بالعکس‌ مردم‌ کم‌ سوادي‌که‌ ثروتهاي‌ افسانه‌اي‌ داشته‌اند. شايد او فکر کند که‌ براي‌ ثروتمند شدن‌ شغل‌ مناسبي‌ انتخاب‌ نکرده‌است‌ خوب‌ خيلي‌ها براي‌ شروع‌ يک‌ شغل‌ مکمل‌ هم‌ پيدا مي‌کنند و يا کار خود را عوض‌ مي‌کنند. ممکن‌است‌ دوست‌ شما فکر کند که‌ زمان‌ کليد حل‌ اين‌ شکل‌ باشد. او فکر مي‌کند که‌ وقت‌ کافي‌ براي‌ ثروتمندشدن‌ ندارد در اين‌ صورت‌ بايد گفت‌ که‌ همه‌ ما همين‌ زمان‌ را در اختيار داريم‌ بيست‌ و چهار ساعت‌ درشبانه‌ روز! نه‌ بيشتر و نه‌ کمتر. اما واقعا بايد چکار کنيم‌؟



توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : یکشنبه 21 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 316 مشاهده
شما از موفقیت چه تعریفی دارید و اصلاً انسان‏های موفق چه ویژگی‏هایی دارند و به وسیله چه مهارت‏هایی به این مرحله دست پیدا کرده‏اند؟ کودکان خردسال در زیر یک سالگی در صورتی که بتوانند با گرفتن کمک از دسته مبل و پشتی از حالت نشسته بایستند احساس موفقیت دارند. کودک دو ساله وقتی خودش را موفق می‏داند، که بتواند قلم در دست بگیرد و دایره‏هایی نه چندان کامل بر روی کاغذ بکشد.

 

کودک 4 ساله زمانی در ذهن موفقیت را حس می‏کند که بتواند با کشیدن قدش، دکمه اف اف را بزند و در را باز کند و این در حالی است که تا به حال کوتاه بودن قد این اجازه را به او نمی‏داده.

وقتی وارد دبستان می‏شویم با حل یک مساله ریاضی مشکل که نیاز به فکر کردن داشته، احساس نشاط و موفقیت می‏کنیم. همین طور که به پیش می‏رویم ملاک های موفقیت متنوع و متفاوت‏تر می‏شود. و این موضوع نشان دهنده این است که موفقیت یعنی رسیدن به آنچه در ذهن برای ما به عنوان یک خواسته هنوز محقق نشده و آرزوی رسیدن به آن را داریم.

صرف نظر از اینکه کارتان چیست، بیشتر و بهتر از آنچه از شما انتظار می‏رود کارایی داشته باشید.

درست است که هدف‏ها و خواسته‏ها با هم متفاوت است. اما اصول رساندن انسان‏ها به موفقیت اصولی تقریباً ثابت است و با متغیرهایی مثل سن، جنس، ملیت و... قابل تغییر نیست. مثلاً همه ما می‏‏دانیم که اگر تلاش کنیم حتماً نتیجه بهتری می‏گیریم یا اگر پشتکار داشته باشیم حتماً می‏توانیم برای رسیدن به هدف خوش باورتر و امیدوارتر باشیم.

بنابراین در ادامه می‏خواهیم شما را با اصولی در این رابطه آشنا کنیم که می‏تواند الفبای گام برداشتن در مسیر برنامه و طرح‏های زندگی شما باشد

 پس به نکات زیر خوب فکر کنید و در صدد عمل کردن به آن برآیید.



توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : جمعه 19 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 297 مشاهده

مديريت به صورت كلي از دشوارترين و در عين حال از ظريف ترين كارهاي انساني است كه براي خود ويژگي هايي دارد. چه بسا فقدان يكي از اين خصوصيات ، مايه ركود كار و نابساماني اوضاع قلمرو مديريت مي شود. افراد ناوارد، مديريت را كاري ساده تلقي مي كنند و تصور مي كنند تنها داشتن مدرك مديريت براي مصدر كار شدن كافي است و در چشم انداز اين گروه ، مديران لايق بر سر هر كوي و برزن ، به فراواني پيدا مي شوند. در صورتي كه از نظر كارشناسان مسائل مديريت ، واقعيت به گونه اي ديگر است.


مدير شايسته و كارساز كمتر از آن است كه تصور مي شود و راز آن اين است كه بخشي از ويژگي هاي مديريت ، موهبتي است كه بايد آفرينش در نهاد انسان به وديعت بگذارد و هرگز با آموزش و دوره ديدن و درس خواندن ، قابل تحصيل نيست.
ما در مجموعه يادداشت هايي درباره شرايط عمومي مديريت سخن مي گوييم و از شرايط مديريت هاي صنفي چون مديريت بيمارستان ، مديريت ارتش ، سخن به ميان نمي آوريم و تا آنجا كه امكان دارد به گزيده گويي مي پردازيم و اعتراف مي كنيم كه در اين نوشتار بخشي از شرايط لازم را متذكر شده ايم.
ايمان به ارزش كار
كشش دروني و علاقه باطني به هر كاري كه انسان تصدي آن را به عهده مي گيرد، از عوامل بزرگ موفقيت انسان است ، زيرا عشق و علاقه به كار مانع مي شود كه غبار خستگي بر روان انسان بنشيند. نه تنها احساس خستگي نمي كند، بلكه دوري از كار در او ايجاد خستگي مي كند.
عشق و علاقه به كار، روح ابتكار و نوآوري را در انسان زنده مي كند و در پرتو كشش دروني ، مشكلات را بر طرف مي كند. در حالي كه كار از روي بي ميلي و بي رغبتي ، نه تنها پيش نمي رود، بلكه در جا مي زند.



توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 17 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 319 مشاهده

موضوع اين بحث ارزش هاى اسلامي‌در مديريت است. ابتدا توضيحى درباره ارزش از ديدگاهى كه مورد قبول و پذيرش ماست، ارائه مي‌دهيم، سپس آن ارزش ها را دسته بندى مي‌كنيم و آن را كه ارتباط بيشترى با علم مديريت دارد مورد ارزيابى قرار مي‌دهيم. گرايش هاى ارزش از نظر فلسفه در بين فلاسفه حقوق و اخلاق و همه كسانى كه درباره ارزش ها بحث كرده اند، دو نوع گرايش متضاد وجود دارد: اول، ارزش چيزى جز تبلور خواستها و سليقه هاى شخصى و گروهى نيست. دوم، ارزش از واقعيت نفس الامرى برخوردار است.

از دير باز، در بين فلاسفه معروف بوده كه آيا خوب آن است كه انسان مي‌پسندد يا چيزى را كه خوب است انسان مى‌پسندد؟ ما كارى را انجام مي‌دهيم كه خوب است يا خوب آن كارى است كه ما انتخاب مي‌كنيم؟ اين اختلاف از ديرباز تا كنون در بين فلاسفه بزرگ اخلاق وجود داشته است. بعضى مي‌گويند: خوب آن است كه انسان بپسندد. بعضى ديگر مي‌گويند: خوب واقعيتى نفس الامرى دارد، چه ما دوست بداريم، چه دوست نداريم، ما بدانيم يا ندانيم. لذا، بايد خوب ها را شناخت و آنها را دوست داشت و آنچه را كه مربوط به عمل است به كار گرفت. البته وارد شدن در اين بحث ريشه اى و فلسفى ما را از موضوع بحث اصلى دور مي‌كند. دراين باره، نظر ما اين است كه و ارزش، واقعيت نفس الامرى دارد. مردم بعضى چيزها را به عنوان «خوب» درك مي‌كنند و آن را مي‌پسندند، لكن بعضى چيزهاست كه خوبى آن را همه درك نمي‌كنند; در اينكه آيا فلان چيز خوب است يا بد، اختلاف مي‌كنند و بالاخره، سليقه ها و نظرهاى شخصى دخالت مي‌كند. ارزش هاى اسلامي‌در مديريت وقتى ارزش هاى اسلامي‌در ارتباط با مديريت مطرح مي‌شود منظور اين است كه اسلام ارزش هايى را ارائه كرده كه بايد آنها را پذيرفت و به كار بست. اين ارزشها چه ما آنها را بخواهيم و چه نخواهيم معتبر است. و چنين ارزشهايى، چه بدانيم و چه ندانيم، وجود دارند. بنابراين، نظريه اى كه معتقد است ارزش تابع خواست و سليقه افراد و گروههاست مورد پذيرش اسلام نيست. ارزشهايى كه اسلام ارائه مي‌دهد يا مربوط به فرد و زندگى فردى است يا مربوط به جمع و زندگى اجتماعى. در زندگى اجتماعى، ارزشهايى وجود دارد كه همه بايد آنها را نسبت به يكديگر رعايت كنند. اين ارزشها يا در اجتماعات وسيع مطرح مي‌شود و يا در اجتماعات محدود و گزينشى. تفصيل اقسام و انواع اين ارزشها به مجال ديگرى نيازمند است. در اينجا فقط ارزشهاى اجتماعى مورد بحث قرار خواهد گرفت. مبناى ارزش هاى اجتماعى ارزشهاى اجتماعى داراى دو مبنا هستند: مبناى اول، بينشها و مبناى دوم، گرايشها. هر ارزشى از يك پايه بينشى و نگرشى و يك پايه گرايشى ساخته مي‌شود. از انضمام اين دو، ارزش به وجود مي‌آيد. ارزش واسطه اى بين بينش و گرايش انسان با كنش اوست. در ابتداى اين بحث بينشى، به چهار مقوله برمي‌خوريم. اما بينشى كه در ابتدا بايد آن را درك كنيم و بشناسيم بينش ما نسبت به يك سلسله از اعتقادات و واقعيات جهان هستى است كه به دنبال آن، گرايشها و ميلهايى در ما برانگيخته مي‌شود. از انضمام و به هم پيوستن اين بينش و گرايش برخاستهازآن است كه مفهومي‌به نام ارزش شكل مي‌گيرد. ارزش منشأ كنش اختيارى در انسان مي‌شود; يعنى ارزش موجب مي‌شود كه انسان در هنگام عمل، چيزى را برگزيند. بنابراين، آنچه شكل كنش ما را مي‌سازد و به افعال ما جهت مي‌دهد در حقيقت، ارزشهايى است كه آنها را پذيرفته ايم. منشأ اين ارزشها بينشها و گرايشهايى است كه زيربناى آنها را مي‌سازد. اصول ارزش هاى اجتماعى در اسلام ارزشهاى اجتماعى اسلام بر سه اصل بينشى استوار است. اصل اول: اعتقاد به اين كه تمام انسانها بنده خدا هستند.



توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 15 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 330 مشاهده

موفقيتهمه ما می خواهیم آدم های موفقی باشیم موفق در تحصیل ٰ کسب درآمد ٰ زندگی خانوادگی ٰ ارتباط با دیگران و ... اما حقیقت این است که نه تنها همه ما آدم های موفقی نیستیم بلکه تعداد بسیار کمی از ما در گروه آدم های موفق جای می گیرند تعداد کمی که مورد تحسین و گاه حسادت ما نیز هتند ما هم می خواهیم ذره ای شبیه آنها باشیم چه باید بکنیم ؟ آنها چه دارند که ما نداریم ؟...


بحث های مختلفی درباره علت و راه موفقیت راه افتاده و امروز نوبت بررسی یکی دیگر ازز عوامل موفقیت است "انگیزه" دیوید کلارنس مک کله لند روانشناسی بود که مدتها ی زیادی در این باره کار کرد مقاله هایی درباره زمینه ضریب هوشی و شخصیت ها نوشت و خصوصا روی موضوع " روابط و انگیزش" کار کرد . این روانشناس نیازهای درونی ما را ناشی از مشاهده های اجتماعی و تجربه های ما می دانست مثل نیاز به کسب قدرت برای این که به میل ما رفتار کنند یا نیاز به کسب موفقیت و یافتن مهارتی خاص برای انجام دادن کارهای مشکلی که از عهده دیگران بر نمی آید و نیاز به ایجاد ارتباط با دیگران برای ارضای وجه اجتماعی شخصیتی که داریم . نکته جالب تحقیق او نتیجه ای بود که به دست آمده بود او به این نتیجه رسید که نیاز به کسب موفقیت در ارتباط برقرار کردن و به دست آوردن قدرت بیشترین انگیزش را در افراد ایجاد می کند یکی از موضو ع هایی که مک کله لند روی آنها کار کرد پاسخ دادن به این سوال بود که آیا انگیزه نیاز به موفقیت را می تون به افراد آموزش داد و این نیاز را درون آنها ایجاد کرد ؟

جواب این سوال مثبت بود او به این نتیجه رسی که یکی از راه های موثر در ایجاد انگیزه هم گروه شدن با فرد موفق است وقتی که در میان جمعی قرار می گیریم که کاری را خوب انجام می دهند میل به موفقیت دارند و مدام در حال پیشی گرفتن از همدیگرند . نا خودآگاه در مسیر آنها قرار می گیریم وقتی هم در میان جمعی قرار می گیریم که هیچ انگیزه ای برای پیشرفت ندارند و کسل و دلزده از محیطی هستند که در آن قرار گرفته اند حتی اگر با انگیزه وارد میدان شده باشیم به تدریج انگیزه خود را از دست می دهیم و در مدت زمانی نسبتا کوتاه شبیه اطرافیان خود می شویم بنابراین اولین قدم برای افراد انگیزه قرار گرفتن در جمع ٰ گروه و مسیری است که افراد موفق و با انگیزه ای در آن قرار گرفته اند مثلا برای موفقیت تحصیلی این محیط می توان یک دانشگاه خوب و معتبر باشد و برای موفقیت در ارتباط با دیگران ثبت نام در کلاس های گروهی مثل تئاتر و بازیگری و حتی کلاس زبان.


با انگیزه ها و قطع امید از شانس
اگر می خواهید به انگیزه های مرده تان لباس زندگی بپوشانید باید روی کلمه شانس یک خط قرمز بکشید افرادی که میل به کسب موفقیت در آنها بیشتر از دیگران است کمتر از دیگران به شانس و ریسک و برد و باخت های بزرگ فکر می کنند . آنها دوست ندارند حتی یک موفقیت را به صورت شانسی به دست بیاورند آنها می خواهند با موانع در راه هر چقدر هم که سخت باشد روبه رو شوند دنبال دست غیب نمی گردند و مسئولیت کارهای شان را خودشان بر عهده می گیرند . بنابراین بیشتر از آن که چشم به آسمان داشته باشند درون خود می گردند و دنبال خواسته های اصلی و راه های رسیدن به آن هستند .




توضیحات بیشتر / دانلود
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 11 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 285 مشاهده

توصيه‌هايي براي مديران، سرپرستان و سرگروه‌‌هايي كه با انسان‌ها در ارتباطند .يكي از ويژگي‌هاي دوران معاصر، سرعت و شتابي است كه زندگي و كار به خود گرفته است. براساس ويژگي‌هاي اين دوره، حتي ادبيات، روزنامه‌نگاري و اطلاع‌رساني نيز تغييراتي كرده ‌است.به عبارت دیگر در حوزه داستان‌نویسی، پس از رمان‌های چند جلدی دهه‌های نخست قرن بیستم، شاهد ظهور داستان‌های مینی مالیستی و كوتاه هستیم، در حوزه روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی هم، خبرنویسی و ارائه اطلاعات با كمترین حجم و بیشترین اطلاعات از پیامدهای روزگار معاصر است. در این ارتباط، 160 نكته كاربردی و اجرایی در مدیریت را برای مطالعه مدیران، سرپرستان و كلیه افرادی كه به طور مستقیم با انسانها سروكار دارند، ارائه كرده‌ایم كه می‌تواند چكیده دهها كتاب و اثر علمی مدیریتی در این خصوص باشد...

1- در انجام كارها روی شیوه‌ای خاص تأكید نكنید. شاید كسی بتواند از مسیر كوتاه‌تر و بهتری شما را به مقصد برساند.
2- توجه داشته باشید دانش و تجربه، هیچ كدام به تنهایی رهگشا نیستند، مثل اكسیژن و هیدروژن كه از تركیب معینی از آنها هوای تنفس ما تأمین می‌شود، می‌توان با آمیختن دانش و تجربه، راهكارهای حیاتی و استثنایی خلق كرد.
3- از هر فرصتی برای استخدام و به كارگیری افراد برجسته استفاده كنید.
4- به خاطر داشته باشید رعایت استانداردهای محیط كار در كارایی كارمندان مؤثر است.
5- با فرق گذاشتن بیهوده بین افراد گروه، انگیزه كاری آنها را از بین نبرید.
6- از مشورت و نظرخواهی با نیروی جوان ابایی نداشته باشید.
7- با رفتارهای ضد و نقیض، اعتماد زیردستان را از خود سلب نكنید.
8- در به وجود آوردن فضای رقابتی سالم، كوشا باشید.
9- برای ارتقای سطح دانش كارمندان و افزایش بهره‌وری آنان، كلاسهای آموزشی ترتیب دهید و از لوازم كمك آموزشی بهره گیرید.
10- دقت كنید كه توبیخ كارمند خطاكار، باید متناسب با اشتباهاتش تعیین شود.
11- مطمئن شوید مأمور خریدی كه برای سازمان در نظر گرفته‌اید، علاوه بر كاردانی و رعایت اصول درست بازاریابی، مورد اعتماد، زرنگ و خوش‌سلیقه نیز هست و همان‌گونه كه بر قیمت كالاها توجه دارد، بر زیبایی و كیفیت آنها نیز اهمیت می‌دهد.
12- در صورت لزوم با قاطعیت نه بگویید.
13- سعی كنید با اصول ساده روانشناسی آشنا شوید.
14- طوری رفتار كنید كه دیگران شما را به عنوان الگو انتخاب كنند و آینده كاری دلخواه خود را در قالب شخصیت شما مجسم كنند.
15- هرگز در حضور كارمندان با دیگر معاشرین خود، پشت سر افراد بدگویی نكنید.
16- رعایت سلسله مراتب كاری را به مسئولین و سرپرستان گوشزد كنید.
17- برای آزمودن كارمندانتان با آزمایشهای فاقد ارزش و بی‌اساس، شخصیت آنان را زیر سؤال نبرید.
18- با شروع به موقع جلسات، وقت‌شناسی را عملاً به حاضرین بیاموزید.
19- برای گیراتر شدن سخنان خود، همیشه چند عبارت كلیدی از بزرگان و افراد برجسته در ذهن داشته باشید و در موقع لزوم آنها را به كار ببرید.
20- در انجام كارها به سه نكته بیش از بقیه نكات توجه كنید: اعتماد به نفس، اعتماد به نفس، اعتماد به نفس.



توضیحات بیشتر / دانلود