close
تبلیغات در اینترنت
رابطه برای رفع تنهایی
درخواست فیلم دانلود سریال جدید دانلود فیلم ایرانی دانلود فیلم خارجی
  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

  • لجبازی یک واکنش نامطلوب در بیان نیازهای کودکان است

    لجبازی یک واکنش نامطلوب در بیان نیازهای کودکان است

تبلیغات در سایت تبلیغات در سایت

سلام

از جواب شما خیلی ممنونم، و میخوام به ایراداتی که بنظرم اومد دقت کنید و بگید نظرتون چیه؟ من هم مثل شما فکر میکنم و فکر میکنم که بهم اعتماد داره، ولی انگاری طوری رفتار میکنه که میخواد بگه به بقیه و به اینگونه ارتباط ها بی اعتمادم. درباره اینجور ارتباط ها، همون جور که توی نامه قبلیم اشاره کردم من هم باهاشون موافق بودم و حتا قبل از اینکه ایشون بخواد از من خواستگاری کنه من قطع رابطه با اون جمع کرده بودم. فقط رابطه با اون آقا در حد کمتر از قبل وجود داشت، و من کلا آدمی ام که روابط اجتماعی م خوبه ولی هیچ وقت به هیچ کسی اجازه اینکه از حدودم رد بشه رو ندادم و نامزدم م اینو میدونه.حتا نسبت به خودش هم همینطور بودم قبلا. و من هم این رو قبول داشتم که هرچند اگه آدم نخواد، امکان داره احساس آدم درگیر بشه، بنابراین رابطه م رو با اون آقا هم خیلی خیلی کم کرده بودم. یعنی این محدود ردن مربوط به زمانی که تصمیم به ازدواج گرفتم نبوده. ارتباط با اون آقا رو هم فقط چون مطمئن بودم از بی غرض بودنش، تا حدی حفظ کرده بودم که بعدا با چیزایی که توی همین سایت خوندم و دیدم که نامزدم هم ناراحت میشه به این نتیجه رسیدم که بهتره نباشه و اشتباهه. فکر کنم شما متوجه اینکه من توی حرفهام گفته بودم که خودم هم موافق بودم که باید محدود کرد روابط رو نشدید. غیر از اون، من سرکار میرم و همکارهای مرد دارم و ایشون هم طبیعتا همکارهای زن دارن. من وقتی کار داشته باشم با همکارهای مرد صحبت میکنم و اگه لازم باشه تلفنی حرف میزنم، محیط کار چنین چیزی رو میطلبه، ولی من هیچوقت اجازه به کسی ندادم و نمیدم که حدود من رو رد کنه. در ضمن از نظر تیپ هم چادری هستم و نسبتا محجبه. من چظور میتونم کاملا قطع رابطه داشته باشم؟! در حالیکه محدوده کار رو رعایت میکنم! چون خودم هم قبول دارم که دل دست آدم نیست و اید حدودها رو حفظ کرد و قبلا هم این کار رو کردم و نامزدم هم اینو میدونه. اون آقا دوست مشترک من و ایشون هستن، و ما دوستهای دختر مشترک هم داریم، و و اون دوستها هم گاهی به نامزد من اس ام اس میدن و یا پیغام چت میدن و احوالپرسی میکنن! و من میشناسم اون دخترها رو، همونطور که نامزدم اون آقا رو میشناسه، و من میدونم که اون دخترها منظوری ندارن. آیا من هم باید مثل ایشون رفتار کنم؟ حتا خود نامزدم هم برای تبریک اس ام اس میزنه بهشون، و وقتی من میگفتم خب این کار با اس ام اس زدن دوستهای پسر مشترکمون به من چه فرقی میکنه، سرانجام تونستم توی این مدتی که فاصله افتاد تا شما جواب بدین این موضوع رو برای نامزدم توضیح بدم و متوجهش کنم که چرا میگم ایرادی نداره این کار. نامزد من توی اینترنت و توی جمع دوستانه ما با دخترها شوخی هم میکنه، همونطور که من با پسرها توی اینترنت شوخی میکنم، و چت هم میکنه و بعضی از دخترها که قضیه ما رو میدونن حال خودش و من رو از اون میپرسن، حالا چرا باید ایشون فکر کنه که دوستهای پسر مشترک ما اگه همون کارها رو بکنن منظوری دارن؟ اگه قرار باشه که نسبت به من اعتماد داشته باشه و نسبت به اونها نداشته باشه، پس من هم باید اینطور فکر کنم؟چه راهکاری رو پیشنهاد میدید که ما در پیش بگیریم؟ آیا من هم بگم بهیچ عنوان نباید با دوستهای دختر مشترکمون در ارتباط باشه؟ که اگه کاری با اونا داره من باید بهشون بگم؟ که اگه خواستن باهاش چت کنن جوابشونو نده؟ اس ام اس زدن بگه اس ام اس ندین یا جوابشونو نده؟ آیا زشت نیست و اونها فکر نمیکنن که ما نسبت به هم بی اعتمادیم؟ چکار کنیم ما؟

جواب:

توضیحات بیشتر / دانلود

سوال:

سلام

22 سالمه، به یه دختر از یه خونواده ی مذهبی علاقه مند شدم(برام ایده آله); پدرش خیلی سخت گیره! مادرم که برای صحبت کردن درباره موقعیت و شرایط من خونشون رفته بود; بهونه های الکی آورده بودن(بدون اطلاع طرفم)!! در ضمن پسر بدی نیستم(سطح سواد و اخلاقم هم بد نیست) و همچنین میدونم که محبوبم هم به من علاقه داره. الان هم خیلی خیلی تنها شدم و با کسی جز اون نمی خوام این تنهایی رو پر کنم... به نظر شما تو این شرایط بهتر نیست که باهاش رابطه برقرار کنم، تا هم از تنهایی در بیایم و هم یه راه حل منطقی واسه مشکلمون پیدا کنیم؟

توضیحات بیشتر / دانلود

مشاوره : دوراهی

پست شماره 1143

سوال:

سلام

من 24 سالمه و دانشجوی كارشناسی ارشد هستم.راستش تا حالا هیچ دختری تو زندگیم نبوده.ولی من حدودا یك ساله كه خیلی احساس تنهایی میكنم.واقعا نمیدونم باید چی كار كنم.از یه طرف به دوستی هایی كه به ازدواج ختم نمیشن اعتقاد ندارم.دوست دارم با یك نفر آشنا بشم و با همون هم ازدواج كنم.از یه طرف هم الان شرایط ازدواج ندارم.تازگی ها یه فكرهایی اومده سراغم كه با یه دختر دوست بشم.البته حد و مرزها رو رعایت كنم.برادرم میگه اگه با یه دختر دوست بشی حالت خوب میشه.خودش شاید بیشتر از ده تا دوست دختر داشته و داره.البته خب تازگی ها یه اتفاقاتی براش افتاده كه واقعا تو دردسر بزرگی افتاده.همش بخاطر همین رابطه داشتن با دخترهاست.ولی من نسبت به خودم مطمئن هستم كه كارم به اونجاها نمیكشه.واقعا تو یه دوراهی گیر كردم.آخه من و امثال من كه شرایط ازدواج نداریم پس باید چی كار كنیم؟باید از تنهایی دق كنیم؟خواهش میكنم زود جوابمو بدین.خیلی به همفكری و مشاوره شما احتیاج دارم. ضمنا بگم من قبل از این اینكه سوالم رو براتون بفرستم آرشیوتون رو خوندم.چند مطلب هم در مورد تنهایی بود كه اونا میخواستن مثل من با یه دختر دوست بشن برای پر كردن تنهاییشون. شما هم بهشون گفتین ازدواج كنن ولی شما خودتون حتما میدونید كه اكثر جوونا شرایط ازدواج ندارن.لطفا یك راه منطقی به من پیشنهاد بدین. ممنون از اینكه برای جوونا وقت میذارین

توضیحات بیشتر / دانلود

سوال:

سلام

من دختری بیست ساله هستم تا به حال با هیچ پسری رابطه ای برقرار نکردم و دوست ندارم این ارتباطو برقرار کنم ولی از اواسط مهرماه بایکی از همکلاسی هام که واقعا پسر خوبیه در مورد ازدواج حرف زدیم ولی این قضیه معلق موند چون ایشون اصرار داشت قبل از ازدواج بیشتر باهم اشنا بشیم که من قبول نکردم.بعد از این یک ماه حال ایشون خیلی بدبه نظر میرسید من علتو ازش پرسیدم ایشون گفت به علت تنهایی عاطفی که تو وجودش هست این حالو داره منم قول دادم بهش که به عنوان یه هم صحبت روم حساب باز کنه که ارتباط اینترنتی ما شروع شده در ضمن تو دانشگاه هم .نه من دوست دارم با هم حرف بزنیم نه ایشون...حالا به نظر شما این ارتباط باعث بوجود اومدن علاقه ایشون نسبت به من میشه چون بهم میگه واقعا حرفاتون روم اثر داره...من که از خودم کاملا مطمینم چون میدونم که این ارتباط باعث بوجود اومدن علاقه نسبت به اون نمیشه.با این وجود به نظر شما این ارتباطو ادامه بدم چون واقعا خیلی دلم به حالش میسوزه ومیدونم که یکی میخواد که باهاش حرف بزنه در مورد ازدواج هم بهش گفتم که بگرده و یه کیس مناسب انتخاب کنه خیلی بهتره تا از این تنهایی بیاد بیرون ولی میگه نمیتونم موضوع به خانوادم بگم.ارتباط ما فقط در حد ایمیل که اون حال روحیشو میگه منم بهش دلداری میدم واگه بتونم راهنماییش میکنم.به نظر شما چه جوری تشویقش کنم که این حسو به خانواده اش بگه تا اونها کمکش کنند نگید کمکش نکن چون من وقتی ازبین رفتن یه ادمو میبینم حالم بد میشه وعذاب میکشم....

 

توضیحات بیشتر / دانلود

سوال:

سلام

من دختری هستم 31 ساله ، كه الان بیش از 5 ساله با پسری رابطه دارم ،من تحصیلات عالیه دارم ولی دوست پسرم لیسانس، از نظر خانوادگی و فرهنگی هم كاملاً متفاوت، اتفاقاتی زیادی در این میان افتاده هیچوقت مانع ازدواج من نبوده ولی من نمی تونم كسی را انتخاب كنم یك چندباری هم سعی كردم ایشونو رها كنم و یا با انتخاب فردی برای ازدواج به این قضیه پایان بدم ولی موفق نشدم ایشون هیچ جوره قصد ازدواج با منو نداره خیلی زبون می ریزه و هر كاری برام می كنه ولی می ترسه تا اینكه این دوستی از مسیر خودش خارج شده و ایشون حتی به من خیانت كرده حالا هم سعی می كنه با هر كاری منو برگردونه منم از ترس تنهایی هی كمی شل می شم ولی وقتی یاد همه چیزایی كه از دست دادم میفتم دلم می خواد نباشم به خاطر حماقت خودم همش خودمو سرزنش می كنم حتی الان هم برای جبران این قضیه می گه من از خانوادم مستقل می شم و از این مزخرفات یعنی چی ؟ .... دوستش دارم ولی الان فكر می كنم بیشتر بخاطر وابستگی و ترس از تنهاییه كه هستم چون قاعدتاً نباید باشم چكار كنم قدرتشو ندارم میشه راهنماییم كنید ؟


توضیحات بیشتر / دانلود

سوال:

سلام

من دختری 18ساله هستم تو سن 15 سالگی با پسرا رابطه داشتم اما بعد از یه سال توبه کردم الان که 18 سالمه دوباره با پسرا رابطه دارم فقط در حد تلفنی همدیگرو ندیدیم این روزا خیلی احساس تنهایی میکنم بخاطر همین با پسرا تلفنی صحبت میکنم از شما خواهش میکنم کمکم کنید که با این تنهایی چیکار کنم


توضیحات بیشتر / دانلود

سوال:

سلام

من همون دختر 18 ساله ای هستم که گفتم با تنهایی چه کنم ؟شما گفتین که بهترین راه اینه که ازدواج کنم من یه خواستگاری دارم که اون منو پسندیده باهم صحبت کردیم پسره 21سالشه من خودم دودل هستم ولی خونوادم ناراضی هستن میگن به درد من نمیخوره و سیگاری هم هست من خودم تو شرکت بیمه داداشم کار میکنم فقط تا 2بعداز ظهر وقتی میرم خونه خیلی احساس تنهایی میکنم برای همین با پسرا تلفنی صحبت میکنم خودمم خیلی دوست دارم ازدواج کنم ولی همیشه احساس میکنم که تا اخر عمرم مجرد میمونم . شما بگید که چیکار کنم خواهش میکنم راهنماییم کنید


توضیحات بیشتر / دانلود