close
تبلیغات در اینترنت
فهمیدن نظر طرف مقابل
loading...

وبسایت ( الو روانشناس ؟)

فهمیدن نظر طرف مقابل

مشاوره ازدواج : نمی تونم چهار سال صبر کنم

سوال :

سلام

چند ماه پیش تو دانشگاه عاشق یه دختر شدم که یک سال ازم کوچکتره و هم ترمیم با هزار بد بختى شماره شو پیدا كردم و بهش زنگ زدم و گفتم كه دوسش دارم گفت اهلِ ارتباط نیست گفتم نظرت راجع به من چیه گفت اگه نظرم كافیه تو پسر خوبى هستى.گفتم فكر كن دارم ازت خواستگارى میكنم گفت دو سال دیگه درس دارى ۲ سال هم سربازى بگم ۴ سال می مونم نمى تونم. گفتم حد اقل تا پایان ترم فكر كن گفت آخه جوابم همینه گفتم باشه صبر كن اینطورى بهتره گفت اشتباه میكنى. گفتم تو كه قولى نمیدى فقط تا آخرِ ترم فكر كن من دوباره زنگ میزنم گفت باشه.
چى كار كنم؟ داره ناز میكنه یا نظرش منفیه؟ زنگ بزنم یا نزنم؟ چى بگم؟ مى تونم ۴ سال و بكنم دو سال و نیم، موندم اگه بگم بازم بگه نه شخصیتم خرد میشه و مدام هم همدیگه رو می بینیم اگه زنگ نزنم نمیشه آخه دوسش دارم.

جواب :

فرهاد فرخي بازدید : 588 سه شنبه 06 مرداد 1394 زمان : 19:47 نظرات ()

مشاوره ازدواج: چه طوری بفهمم که منو دوست داره ؟

سوال:

سلام

میخواستم كمكم كنید من به یه پسرى علاقمندم خودش هم میدونه از اون جا كه پسرا غرور زیادى دارن علاقه شو زیاد ابراز نمى كنه چطورى متوجه شم كه به من علاقه داره یا بهتر بگم چطورى مطمئن شم
كمكم كنید خواهش میكنم



جواب:
فرهاد فرخي بازدید : 494 شنبه 12 ارديبهشت 1394 زمان : 9:1 نظرات ()

چطور بفهمم منو میخواد

سوال :
دختری که به یه پسر علاقه پیدا کرده چطور می تونه بفهمه که طرف مقابل هم به اون علاقه داره یا نه و اصلا دلش می خواد باهاش ازدواج کنه یا نه ؟

جواب :
فرهاد فرخي بازدید : 1244 پنجشنبه 08 آبان 1393 زمان : 8:11 نظرات ()

ناگهان چه زود دیر می شود

پدر در رو باز کرد.

وارد خونه شد و چشمش که به دیوار افتاد بهت زده شد!

دختر کوچولو تکه بزرگی از کاغذ دیواری رو کنده بود!

نتونست خودش رو کنترل کنه و حسابی سرش داد زد و ...

فردا روز پدر بود.

دخترک ، قوطی کوچولوئی رو که با کاغذ دیواری کادو پیچ کرده بود آورد و گفت :

بابائی روزت مبارک ، خیلی دوستت دارم.

خدای من!

حالا چکار کنم؟

همون طور که کاغذ دیواری رو از دور قوطی باز می کرد ، ذهنش مشغول اتفاق دیروز بود.

در قوطی رو باز کرد.

خالی بود!

بازعصبانی شد و گفت :

این که خالیه!

و جواب شنید که :

پره پدر!

پر از بوس!

باباجون چند ماهه هر وقت که می خوام بخوابم این قوطی رو محکم بغل می کنم و کلی بوس واسه تو

می ذارم توش ، بوس هام رو ندیدی؟!

پدر که خیلی شرمنده شده بود ، فکر می کرد چجوری باید رفتارهای غلطم رو جبران کنم؟

سه روز بعد ، دختر کوچولو در سانحه ای جونش رو از دست داد.

و پدر موند و اون قوطی.

شب ها قوطی رو محکم بغل می کرد و یکی یکی بوسه های خیالی رو از توش در می آورد و روی

گونه هاش می گذاشت و پهنای صورتش رو اشک می پوشوند...

ولی یادمون باشه تا عزیزامون هستند و هستیم ، رد عشق

رو هم تو زندگی هامون ببینیم و بگذاریم.

نکنه روزی بیاد که با حسرت به خودمون بگیم :

ناگهان چقدر زود دیر می شود

 

kamali_4086274 بازدید : 635 دوشنبه 2 ارديبهشت 1392 زمان : 17:06 نظرات ()

بخش مشاوره ازدواج... چه طوری بهش بگم دوستش دارم

سوال:

سلام

من پسری هستم 21 ساله دانشجوی کارشناسی یه دختر رو دوست دارم یعنی دختر عمومه 2 سال ازم کوچیکتره دختر خیلی خیلی خوبیه میخوام بهش بگم که بهش علاقه دارم دوست دارم تا زمانی که موقعیت ازدواج رو ندارم که تقریبا میشه پنج سال دیگه باهاش ارتباط تلفنی داشته باشم و همدیگرو ببینیم و با هم بیرون بریم ولی اصلا به سکس فکر نمیکنم و مطمئن هستم که بعد از دوستی نیز فکر نخواهم کردم برام دوست داشتن از همه چیز مهمتره؛من تاحالا با هیچ دختری دوست نبودم یعنی اصلا از دوستی بدون قصد ازدواج خوشم نمیاد بخاطر همین یه نفر رو پیش خودم انتخاب کردم که از فامیل های نزدیک هستش دختر عمومه به همین دلیل کم و بیش از اخلاقیاتش و حجاب و قیافه و در کل از همه چیزش خوشم اومده حتی خانواده هامون تو یه سطح هستن،حالا چند تا سوال دارم ازتون،اولا:آیا دوستی فبل از ازدواج با این نوع فکر درسته؟ دوما :چجوری بفهمم که اونم نسبت به من علاقه داره شاید اون منو قبول نکنه؟ سوما:چجوری بهش بگم دوسش دارم چون زیاد رومون بهم دیگه باز نیست و هر دومون نسبت به هم خجالتی هستیم در ضمن چون نمیدونم اونم دوستم داره یا نه نمیتونم از کسی بخوام که بهش بگه؟


 

جواب:

فرهاد فرخي بازدید : 1264 شنبه 2 ارديبهشت 1391 زمان : 18:9 نظرات ()

بخش مشاوره ازدواج...

سوال:

سلام.

دختری20ساله ام.چندسال است که پسر عمه ام را دوست دارم.او30ساله است. بهترین شرایط را برای ازدواج دارد:اخلاق خوب. وضع مالی مناسب.مهربان و..... دو سال پیش با دختر عمویم نامزد شد اما بنا به دلایلی بهم خورد.پسر عمه ام خیلی دوستش داشت اما حالا دیگه کاملا فراموشش کرده چون دخترعموم ازدواج کرده. مشکل اساسی من از سال قبل شروع شد. ما 12 ساله که از شهر خودم جایی که اون زنذگی میکنه به شهر دیگری اومدیم و احتمالا شناخت زیادی از من نداره چون آخرین بار منو 3سال پیش دید.با این حال در کمال ناباوری پارسال با من تماس گرفت و احوالپرسی کرد.3ماه بعد باز هم به یک بهانه ایی دیگه تماس گرفت.خیلی متعجب بودم تا اینکه تصمیم گرفتم عید حتما برم خونشون اما اون با دیدن من از خونه رفت بیرون.فوق العاده ناراحت شدم.تا اینکه بعد از عید برام پیامهای عاشقانه فرستاد و نهایتا یه روز گفت که دنبال یه دختر خوب میگردم کسی رو سراغ داری؟ اما چند روز بعد بنا به دلایلی نامعلوم کاملا رابطه اش رو با من قطع کرد. در این مدت مادر و خواهرش در مورد من کاملا غیر مستقیم با مامانم حرف زدند... مشکل من خیلی خیلی آزارم میده چون اولا نمیدونم چی شد که قطع رابطه کرد در صورتی که به هیچ عنوان بد رفتار نکرده بودم. دوما پدر و مادرم و خواهرانم اونو دوستش دارن اما 2 برادرم تا به حال به هیچ عنوان اجازه ورود خواستگارهایم را نمیدهند. خواستگارهای خیلی خوبی داشتم که متاسفانه همه را از دست دادم.همه ی خواهر برادرانم متاهل هستند اما در زندگی من دخالت میکنند و اجازه تصمیم گیری در مورد خواستگارهام رو ندارم.برادرانم میگن من هنوز خیلی بچه ام و باید درس بخونم درصورتی که در فامیل ما اکثر دخترها دانشجو و متاهل اند.من هم مایل به ازدواج هستم اما میترسم اینو بگم.خیلی اذیت میشم بابت این مشکلات...خیلی دوست دارم بدونم چرا پسرعمه ام عوض شد؟ دخترهای زیادی رو بهش پیشنهاد دادن اما قبول نمیکنه.آیا منو دوست داره؟ میترسم برفرض محال اگه پا پیش گذاشت مثل بقیه رد بشه در صورتی که واقعا فرد قابل اعتمادیه. چه کنم؟شبها اشک میریزم و اخیرا حساس و افسرده شدم چون میترسم خواهش میکنم جواب سوالم رو بدید. به خدا ایمیل ندارم... تورو خدا کمکم کنید.توروخدا.

 جواب:

فرهاد فرخي بازدید : 557 جمعه 1 ارديبهشت 1391 زمان : 17:47 نظرات ()

مشاوره ازدواج : چطوربرخورد کنم تا حرفش رو بزنه؟

سوال:

سلام

دختری20ساله ام .تودانشگاه باپسری همکلاسم که اوایل علاقه ای بهش نداشتم اما کم کم برخوردش جوری شد که منو به فکر برد تااونجایی که خبردارم ازلحاظ خانوادگی وشخصیتی شبیه همدیگه ایم اماباوجوذی اینکه بنظرمیرسه بهم علاقه داره تاحالا قدمی برنداشته دیگران میگن بخاطرجدیت وغروری که دارم میترسه جلوبیادمن خیلی هم تحویش نمیگیرم اما روزبه روز بهش علاقه مند میشم یکی ازدوستام پیشنهاد داد که که بره قضیه روطوری باهاش مطرح کنه که انگار من اصلادرجریان کارش نیستم بنظرتون این کار درستی هست یا نه ؟؟من فقط میخوام از علاقش به خودم مطمین بشم که اگر بهم علاقه نداره فراموش کردنش برام راحت میشه .چون خواهر بزرگتر از خودم دارم که28سالشه اگربرای خواستگاری هم بیادمطمینا خانوادم قبول نمیکنند ازطرفی هم دخترمذهبی ای هستم نمی خوام قبل ازدواج رابطه دوستی داشته باشم چون اگر خانوادم بفهمند حتما منو طرد میکنند ولی نمیتونم فراموشش کنم پسرخوبیه.ضمنا یادم رفت بگم بعدازتعطیلات عید/قبل ازرفتن به دانشكاه سوالی ازش پرسیدم كه اینطور جواب داد:من تو راهم(راه دانشگاه) مشكلی نیست.راحت بخواب زیراكه من بیدارم.ازجایی كه من اصلادوست ندارم كسی منوآدم ساده ای فرض كنه وازاین طریق ارتباطش  باهام راحت بشه درجواب گفتم نگران خواب من نباشیدوازافعال مناسب استفاده كنیددرجواب گفت كه پیامش داستان داره ومعذرت خواهی كردموقعی كه حضوری همدیگر رودیدیم ناراحتی رو توچهرش دیدم وچیزی به روی خودم نیاوردم اون هم چیزی نگفت ودربرابرعكس العمل عادی من حرفی دراین باره پیش نیومد البته من ازاینكه دلش رو شكسته بودم خیلی ناراحت بودم طوری كه تا2روز نمیتونستم غذابخورم واعضای خانواده متوجه تغییررفتارم شدن..درضمن اومتولدبهمن ماهه وتمام خصلت های طالع بینی این ماه درش صدق میكنه طی این مدت كه برای تدارك یك نمایشگاه باهم رابطه داشتیم اینطوری بود كه چندمرتبه وسایل مورد نیاز من رو پرسید تاازاستان خودمون بیاره(هرهفته برمیگرده شهرشون وفقط3روزدانشگاهه) اما موقع برگزاری نمایشگاه متوجه شدم هیچ یك ازوسایل رونیاورده من هم بسیار ناراحت شدم وبنارو به لجبازی گذاشتم(قبلا هم باهاش لجبازی كردم) گاهی دربرابر تعنه های من ازخودش دفاع میكرد وگاهی به شوخی میگرفت تاجاییكه كاررسید به برتری شهرمن واودراین مورد سعی میكنه نسبت خودش رو به شهرمن برسونه.(مادرش بزرگ شده شهر منه)ودیگه اینكه یكی ازدوستان كه دراین مدت كاملا شاهد روابط مابهم ابود گفته كه/ نظر اون روی من بانظری كه با بقیه داره متفاوته ضمن اینكه اون فرد از احساس من به او خبری نداره .واینكه من ازنحوه ارتباطی كه بابقیه دخترهاداره خوشم نمیادولی بااین حال احساسم نسبت بهش عوض نشده (اودراین مدت درضمینه رشته تحصیلیمون پیشرفت های خوبی داشته وفكرمیكنم جایی مشغول بكارباشه به همین دلیل كمی مغرور شده وازلحاظ تیپ هم جدیدا خیلی به خودش میرسه)یكی از دوستانم كه دختر راحتیه ازلحاظ ارتباط باپسرها میگه كه می دونه اون به فردی علاقه داره اما باتلاش های غیرمستقیمی كه برای فهمیدن این موضوع كردم متوجه شدم كه نمیدونه شخص مورد نظراون كیه بااین حال مطمین نیستم ولی مطمین هستم كه یه چیزایی میدونه كه بروز نمیده . این دختر درموردرابطه های نامزدیش به منودوستانم دوروغ های زیادی گفته البته  وگاهی سعی كرده كه یه جورایی اونوبهمن ربط بده كمكم كنیدازاین سردرگمی دربیام متشكر


 

فرهاد فرخي بازدید : 686 سه شنبه 20 دي 1390 زمان : 18:6 نظرات ()

مشاوره ازدواج : چه طوری بهش بگم دوستش دارم

سوال:

سلام

من پسری هستم 21 ساله دانشجوی کارشناسی یه دختر رو دوست دارم یعنی دختر عمومه 2 سال ازم کوچیکتره دختر خیلی خیلی خوبیه میخوام بهش بگم که بهش علاقه دارم دوست دارم تا زمانی که موقعیت ازدواج رو ندارم که تقریبا میشه پنج سال دیگه باهاش ارتباط تلفنی داشته باشم و همدیگرو ببینیم و با هم بیرون بریم ولی اصلا به سکس فکر نمیکنم و مطمئن هستم که بعد از دوستی نیز فکر نخواهم کردم برام دوست داشتن از همه چیز مهمتره؛من تاحالا با هیچ دختری دوست نبودم یعنی اصلا از دوستی بدون قصد ازدواج خوشم نمیاد بخاطر همین یه نفر رو پیش خودم انتخاب کردم که از فامیل های نزدیک هستش دختر عمومه به همین دلیل کم و بیش از اخلاقیاتش و حجاب و قیافه و در کل از همه چیزش خوشم اومده حتی خانواده هامون تو یه سطح هستن،حالا چند تا سوال دارم ازتون،اولا:آیا دوستی فبل از ازدواج با این نوع فکر درسته؟ دوما :چجوری بفهمم که اونم نسبت به من علاقه داره شاید اون منو قبول نکنه؟ سوما:چجوری بهش بگم دوسش دارم چون زیاد رومون بهم دیگه باز نیست و هر دومون نسبت به هم خجالتی هستیم در ضمن چون نمیدونم اونم دوستم داره یا نه نمیتونم از کسی بخوام که بهش بگه؟

فرهاد فرخي بازدید : 559 سه شنبه 20 دي 1390 زمان : 12:5 نظرات ()

تحت فشار شدیدی ام

سوال:

سلام.

دختری20ساله ام.چندسال است که پسر عمه ام را دوست دارم.او30ساله است. بهترین شرایط را برای ازدواج دارد:اخلاق خوب. وضع مالی مناسب.مهربان و..... دو سال پیش با دختر عمویم نامزد شد اما بنا به دلایلی بهم خورد.پسر عمه ام خیلی دوستش داشت اما حالا دیگه کاملا فراموشش کرده چون دخترعموم ازدواج کرده. مشکل اساسی من از سال قبل شروع شد. ما 12 ساله که از شهر خودم جایی که اون زنذگی میکنه به شهر دیگری اومدیم و احتمالا شناخت زیادی از من نداره چون آخرین بار منو 3سال پیش دید.با این حال در کمال ناباوری پارسال با من تماس گرفت و احوالپرسی کرد.3ماه بعد باز هم به یک بهانه ایی دیگه تماس گرفت.خیلی متعجب بودم تا اینکه تصمیم گرفتم عید حتما برم خونشون اما اون با دیدن من از خونه رفت بیرون.فوق العاده ناراحت شدم.تا اینکه بعد از عید برام پیامهای عاشقانه فرستاد و نهایتا یه روز گفت که دنبال یه دختر خوب میگردم کسی رو سراغ داری؟ اما چند روز بعد بنا به دلایلی نامعلوم کاملا رابطه اش رو با من قطع کرد. در این مدت مادر و خواهرش در مورد من کاملا غیر مستقیم با مامانم حرف زدند... مشکل من خیلی خیلی آزارم میده چون اولا نمیدونم چی شد که قطع رابطه کرد در صورتی که به هیچ عنوان بد رفتار نکرده بودم. دوما پدر و مادرم و خواهرانم اونو دوستش دارن اما 2 برادرم تا به حال به هیچ عنوان اجازه ورود خواستگارهایم را نمیدهند. خواستگارهای خیلی خوبی داشتم که متاسفانه همه را از دست دادم.همه ی خواهر برادرانم متاهل هستند اما در زندگی من دخالت میکنند و اجازه تصمیم گیری در مورد خواستگارهام رو ندارم.برادرانم میگن من هنوز خیلی بچه ام و باید درس بخونم درصورتی که در فامیل ما اکثر دخترها دانشجو و متاهل اند.من هم مایل به ازدواج هستم اما میترسم اینو بگم.خیلی اذیت میشم بابت این مشکلات...خیلی دوست دارم بدونم چرا پسرعمه ام عوض شد؟ دخترهای زیادی رو بهش پیشنهاد دادن اما قبول نمیکنه.آیا منو دوست داره؟ میترسم برفرض محال اگه پا پیش گذاشت مثل بقیه رد بشه در صورتی که واقعا فرد قابل اعتمادیه. چه کنم؟شبها اشک میریزم و اخیرا حساس و افسرده شدم چون میترسم خواهش میکنم جواب سوالم رو بدید. به خدا ایمیل ندارم... تورو خدا کمکم کنید.توروخدا
فرهاد فرخي بازدید : 416 دوشنبه 19 دي 1390 زمان : 18:4 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
الو روانشناس با هدف ترويج بحث هاي روانشناسي و مشاوره فعاليت خود را از سال 89 اغاز نموده و تا كنون جزو برترين سايت هاي مشاوره و روانشناسي فارسي زبان ميباشد.
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • موضوعات
    نظرسنجی
    (یک کلام حرف حساب) را چگونه ارزیابی میکنید؟




    آمار سایت
  • کل مطالب : 2895
  • کل نظرات : 481
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 6005
  • آی پی امروز : 344
  • آی پی دیروز : 242
  • بازدید امروز : 1,655
  • باردید دیروز : 1,600
  • گوگل امروز : 3
  • گوگل دیروز : 5
  • بازدید هفته : 1,655
  • بازدید ماه : 34,055
  • بازدید سال : 156,473
  • بازدید کلی : 3,406,048
  • کدهای اختصاصی