درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام

بخش ترک خودارضایی:

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : شنبه 19 فروردين 1385

نام : حسین     جنسیت : مرد    سن : 18

من از ۱۵ سالگی شروع به این کار کردم و الان که ۳ سال میگذار منی‌ من به صورت خیلی‌ شل میاد و نمیدونم علتش چیه ؟ ازتون

نام : احمد     جنسیت : مرد    سن : 22

باسلام من 22 سالمه از 13 سالگي تا يك ماه پيش خودارضايي مي كردم الان 35 روز هست كه اين كار رو نكردم تا امروز صبح كه توي خواب جنب شدم مني كه از من خارج شد مثل سابق نبود(شبيه به آب شير بود شل شل يعني كمي سفت و رنگ سفيد مات نبود)

 1-اين اتفاق طبيعيه يا نه؟

 2-احتمال عقيم شدنم هست يا اينكه اگه كاملا ترك كنم احتمال داره كه در آينده دچار مشكل بشم؟

 3- اين خودارضايي نكردن چه عوارضي ممكنه داشته باشه؟ دفعه هاي قبل هم كه مي خواستم ترك كنم تا همين مرحله اومدم وقتي كه ديدم مني كه خارج ميشه مثل قبل نيست دوباره عادتم رو شروع كردم تا دوباره بعد از چند بار مثل قبلش شده. خواهش مي كنم زود جواب بديد. اگه امكان داره جواب رو به ايميلم بفرستيد. ممنون از سايت خوبتون با تشكر خواهش می‌کنم کمکم کنید

توجه توجه:برای ترک خودارضایی عضو طرح خدا خوبی خودشناسی بجای خودارضایی شوید-اطلاعات بیشتر مطلب نخست صفحه ی اول سایت

این متن ادامه دارد / ادامه را از اینجا بخوانید

بخش ترک خودارضایی:خود ارضایی و تغییرات منی

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : جمعه 18 فروردين 1385

نام : یاسین     جنسیت : مرد    سن : 20

خسته نباششید . در حال حاضر در ترک به سرمی برم اما سوالی داشتم. اگر منی رنگ قرمز داشته باشد مشکلی خاصی است؟ یک بار که استمنا کردم چنین اتفاقی افتاد. یک هفته ای نگران وآشفته بودم . اما یک هفته بعد که استمنا را انجام دادم تا ببینم قرمز رنگ هست یا خیر . قرمز رنگ نبود. آیا امکان دارد مشکلی باشد. لازم به ذکر است که عزم جدی برای ترک گرفتم . لطفا زود جواب دهید و مرا از اشفتگی برهانید . ممنون

پاسخ دكتر :

توجه توجه:برای ترک خودارضایی عضو طرح خدا خوبی خودشناسی بجای خودارضایی شوید-اطلاعات بیشتر مطلب نخست صفحه ی اول سایت

این متن ادامه دارد / ادامه را از اینجا بخوانید

بخش مشاوره کودک:داستانهای کودکانه:

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 16 فروردين 1385

دلباسی اولیور تویست در زایشگاه یک محله فقیر نشین لندن به دنیا آمد . چند ساعت پس از تولد ، مادرش را از دست داد .

چون هیچ نشانی از پدر و بستگانش نداشتند ، مجبور شدند او را به یک پرورشگاه بسپارند . خانم «مان» سرپرست پرورشگاه زن سنگدل و تند خویی بود . با کوچک ترین اشتباه ، بچه ها را به سختی تنبیه می کرد و در سیاهچال می انداخت . «اولیور» دوران کودکی اش را زیر دست این زن سنگدل سپری کرد . وقتی 9 سال شد ، او را به همراه چند کودک بی خانمان دیگر به یتیم خانه بزرگ شهر سپردند . مدیر یتیم خانه مرد تنومند و خشنی به نام آقای «بامبل» بود .  بچه های نحیف و رنجور را به کارهای سخت و طاقت فرسا وا می داشت و در مقابل آن همه کار ، جیره غذایی کمی به آن ها می داد .

بچه های نوانخانه همیشه گرسنه بودند . اگر کسی از گرسنگی شکایت می کرد ، شلاق وحشتناک آقای «بامبل» پوست تنش را سیاه و کبود می کرد . سه ماه از ورود «اولیور» به یتیم خانه گذشته بود که بچه ها تصمیم گرفتند جیره غذایی بیش تری از آقای «بامبل» درخواست کنند . اما هیچکس جرأت این کار را نداشت . « اولیور» که از شدت گرسنگی روز به روز نحیف تر می شد ، روزی که از شدت گرسنگی روز به روز نحیف تر می شد ، روزی از روزها دل به دریا زد و پس از سر کشیدن سوپ ، کاسه خالی را به طرف آشپز دراز کرد و گفت :

این متن ادامه دارد / ادامه را از اینجا بخوانید