درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام

مشاوره ازدواج : چطوربرخورد کنم تا حرفش رو بزنه؟

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : سه شنبه 20 دي 1390

سوال:

سلام

دختری20ساله ام .تودانشگاه باپسری همکلاسم که اوایل علاقه ای بهش نداشتم اما کم کم برخوردش جوری شد که منو به فکر برد تااونجایی که خبردارم ازلحاظ خانوادگی وشخصیتی شبیه همدیگه ایم اماباوجوذی اینکه بنظرمیرسه بهم علاقه داره تاحالا قدمی برنداشته دیگران میگن بخاطرجدیت وغروری که دارم میترسه جلوبیادمن خیلی هم تحویش نمیگیرم اما روزبه روز بهش علاقه مند میشم یکی ازدوستام پیشنهاد داد که که بره قضیه روطوری باهاش مطرح کنه که انگار من اصلادرجریان کارش نیستم بنظرتون این کار درستی هست یا نه ؟؟من فقط میخوام از علاقش به خودم مطمین بشم که اگر بهم علاقه نداره فراموش کردنش برام راحت میشه .چون خواهر بزرگتر از خودم دارم که28سالشه اگربرای خواستگاری هم بیادمطمینا خانوادم قبول نمیکنند ازطرفی هم دخترمذهبی ای هستم نمی خوام قبل ازدواج رابطه دوستی داشته باشم چون اگر خانوادم بفهمند حتما منو طرد میکنند ولی نمیتونم فراموشش کنم پسرخوبیه.ضمنا یادم رفت بگم بعدازتعطیلات عید/قبل ازرفتن به دانشكاه سوالی ازش پرسیدم كه اینطور جواب داد:من تو راهم(راه دانشگاه) مشكلی نیست.راحت بخواب زیراكه من بیدارم.ازجایی كه من اصلادوست ندارم كسی منوآدم ساده ای فرض كنه وازاین طریق ارتباطش  باهام راحت بشه درجواب گفتم نگران خواب من نباشیدوازافعال مناسب استفاده كنیددرجواب گفت كه پیامش داستان داره ومعذرت خواهی كردموقعی كه حضوری همدیگر رودیدیم ناراحتی رو توچهرش دیدم وچیزی به روی خودم نیاوردم اون هم چیزی نگفت ودربرابرعكس العمل عادی من حرفی دراین باره پیش نیومد البته من ازاینكه دلش رو شكسته بودم خیلی ناراحت بودم طوری كه تا2روز نمیتونستم غذابخورم واعضای خانواده متوجه تغییررفتارم شدن..درضمن اومتولدبهمن ماهه وتمام خصلت های طالع بینی این ماه درش صدق میكنه طی این مدت كه برای تدارك یك نمایشگاه باهم رابطه داشتیم اینطوری بود كه چندمرتبه وسایل مورد نیاز من رو پرسید تاازاستان خودمون بیاره(هرهفته برمیگرده شهرشون وفقط3روزدانشگاهه) اما موقع برگزاری نمایشگاه متوجه شدم هیچ یك ازوسایل رونیاورده من هم بسیار ناراحت شدم وبنارو به لجبازی گذاشتم(قبلا هم باهاش لجبازی كردم) گاهی دربرابر تعنه های من ازخودش دفاع میكرد وگاهی به شوخی میگرفت تاجاییكه كاررسید به برتری شهرمن واودراین مورد سعی میكنه نسبت خودش رو به شهرمن برسونه.(مادرش بزرگ شده شهر منه)ودیگه اینكه یكی ازدوستان كه دراین مدت كاملا شاهد روابط مابهم ابود گفته كه/ نظر اون روی من بانظری كه با بقیه داره متفاوته ضمن اینكه اون فرد از احساس من به او خبری نداره .واینكه من ازنحوه ارتباطی كه بابقیه دخترهاداره خوشم نمیادولی بااین حال احساسم نسبت بهش عوض نشده (اودراین مدت درضمینه رشته تحصیلیمون پیشرفت های خوبی داشته وفكرمیكنم جایی مشغول بكارباشه به همین دلیل كمی مغرور شده وازلحاظ تیپ هم جدیدا خیلی به خودش میرسه)یكی از دوستانم كه دختر راحتیه ازلحاظ ارتباط باپسرها میگه كه می دونه اون به فردی علاقه داره اما باتلاش های غیرمستقیمی كه برای فهمیدن این موضوع كردم متوجه شدم كه نمیدونه شخص مورد نظراون كیه بااین حال مطمین نیستم ولی مطمین هستم كه یه چیزایی میدونه كه بروز نمیده . این دختر درموردرابطه های نامزدیش به منودوستانم دوروغ های زیادی گفته البته  وگاهی سعی كرده كه یه جورایی اونوبهمن ربط بده كمكم كنیدازاین سردرگمی دربیام متشكر


 



براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :