درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 11 اسفند 1390

سوال:

سلام

 من و کسی قراره به زودی ازدواج کنیم ، طریقه آشنایی ما از اینترنت بوده، یک چمع دوستانه داشتیم با بچه ها، ولی چون ایشون ساکن تبریز بودن و من ساکن تهران با هم ملاقات نداشتیم، تا اینکه به هم غلاقه مند شدیم و به این بهونه ایشون اومدن تهران و ما با هم ملاقات کردیم. البته خانواده من ساکن مازندران هستن ولی من اینجا درس خوندم و بعدشم هم سرکار رفتم و پدرم یه خونه اینجا برای من و خواهرم که اونم اینجا کار میکنه و البته درس هم میخونه گرفته.بهرحال از لحاظ ظاهر هم همدیگه رو پسندیدیم، حدود یکسال هم توی نت و جمع دوستانه ایی که توی نت داشتیم همدیگه رو میشناختیم و تا حدودی به اخلاق هم آشنا بودیم و از شرایط زندگی هم خبر داشتیم، و تا حد زیادی از نظر مذهبی و اعتقادی و نظراتمون شبیه به هم هستیم و خیلی همدیگه رو دوست داریم. بعد از 2 – 3 ماه بالاخره تصمیم به ازدواجمون قطعی شد. الان توی شرایطی هستیم که خانواده ها از رابطه بین ما خبر دارن و قراره تا یک ماه دیگه خواستگاری انجام بشه، و از هم دور هستیم تا روز خواستگاری. اینا رو گفتم تا شرایط ما رو بدونین الان بین من و ایشون یکسری اختلاف نظر پیش اومده. ایشون ترک هستن و من فارس هستم، طبیعتا فرهنگهای ما با هم تا حدی فرق میکنه، ولی من و ایشون فکر میکردیم و میکنیم که اونقدرها این موضوع مشکل ساز نباید بشه. مساله ایی که الان داریم اینه که توی جمع دوستانه ی قبلی ما صمیمیت زیادی بین دخترا و پسرا بود. ایشون کلا بنظرشون این موضوع خوب نبود و بنظر بنده هم منظقی بود حرفشون، و قبل از اینکه به ایشون علاقه مند بشم تا حد زیادی ارتباطم رو با پسرهای جمع کاهش داده بودم.فقط ارتباطم رو با یکی از پسرهای اون جمع که اونم تهرانه کمی حفظ کرده بودم، گاهی اگه کاری داشتیم یا برای احوالپرسی به هم زنگ میزدیم یا اسم اس میدادیم و چت میکردیم. بعد از اینکه تصمیم قطعی گرفتیم ایشون نظرشون این بود که نباید این هم باشه، با هم صحبت کردیم و تصمیم بر این شد که من درباره اون آقا هم محدودتر عمل کنم که به نظرم درست هم بود. تماس تلفنی دیگه نداشتیم، اس ام اس خیلی خیلی کم، در حد تبریک اعیاد یا اگر کاری پیش میومد ، و چت هم اصلا. اما مشکل از اینجا شروع شد که ایشون از همون اس ام اس تبریک یا اس ام اسی که برای کار باشه هم ناراحت میشدن و میگفتن برام سنگینه. تا امروز که یک نفر مزاحم من شد بصورت تلفنی، و من اول به اون آقا اس ام اس دادم( چون توی مخابرات کار میکردن وقبلا همین شماره تلفنی که مزاحم شده بود رو ردیابی کرده بودن ) ولی اشتباها اس ام اس رو برای نامزدم فرستادم. بعدش بهشون زنگ زدم و براشون توضیح دادم ماجرا رو و گفتم که اس ام اس رو اشتباهی فرستادم برات. ایشون ناراحت شدن و گفتن که اول باید به من میگفتی. من هم گفتم که قصد داشتم بگم ولی فکر نمیکردم که اگه اول از اون آقا بخوام تو ناراحت میشی و معذرت خواستم. ایشون هم گفت خواهش میکنم و با هم خوب شدیم. روز بعدش به نامزدم زنگ زدم و گفتم  که زنگ بزنم و پیگیری کنم؟ اون لحظه گفتن باشه. بعد که دوباره باهاشون تماس گرفتم خیلی ناراحت بودن و میگفتن دوست ندارم که اصلا حرف بزنی با اون آقا، میخوام فقط مال من باشی، خیلی این موضوع برام سنگینه و فکر میکنم نمیتونی رابطه ات رو با دوستای قدیمیت محدود کنی. من هم میگفتم که من محدود کردم ولی اون چیزی که تو میخوای قطع رابطه ست، و من فکر میکنم زشته که وقتی من با اون آقا کار دارم تو زنگ بزنی بهشو درباره کار من ازش بپرسی یا اگه تو با دوستای دختر مشترکمون کار داری من کارت رو بهشون بگم، اینجوری حس میکنم اونها فکر میکنن ما به هم اعتماد نداریم، و احساس میکنم شخصیتمون میاد پایین من حس میکنم که ما حرف هم رو متوجه نمیشیم توی این مورد، یعنی ایشون حرف من رو منطقی نمیدونن و من حرف ایشون رو، من میگم که من قبول دارم که باید محدود کرد روابط رو، خیلی کم کرد و در حد کار رسوند، و تلفنی که من به این آقا کردم هم برای کار بود، ولی ایشون قانع نمیشن و میگن از همین چیزا امکان داره روابط نزدیکتر شه و نگران هستن. من بهشون میگم اینجوری حس میکنم به من اعتماد نداری و ایشون میگن اصلا چنین حرفی نیست من کاملا بهت اعتماد دارم و واقعیتش توی موارد دیگه من اصلا این حس رو نداشتم که به من بی اعتمادن. بنظر شما این ناشی از تفاوت فرهنگی ماست؟ اگه هست با این تفاوت فرهنگی چکار باید بکنیم؟ و چکار باید بکنیم و چه تصمیمی باید بگیریم برای این چنین موضوعاتی؟ اگه میشه سوال ما روتوی سایت بزارید تا بقیه هم نظر بدن، ممنونم

 

جواب:



براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :