close
تبلیغات در اینترنت
بخش مشاوره کودک:داستانهای کودکانه:جک و لوبیای سحر آمیز
درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • گروه الو روانشناس

    گروه الو روانشناس

  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

بخش مشاوره کودک:داستانهای کودکانه:جک و لوبیای سحر آمیز

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید

روزگاری ، کشاورز فقیری بود که زن و یک پسر تنبل به نام جک داشت .روزی که کشاورز مرد ، فقط یک گاو برای خانواده اش به جا گذاشت . جک و مادرش با شیری که گاو می داد زندگی می کردند

. آنها هر روز صبح شیر را به بازار می بردند و می فروختند . اما یک روز صبح ، گاو دیگر شیر نداد و آنها دیگر پولی نداشتند که حتی یک قرص نان بخرند .







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :