close
تبلیغات در اینترنت
بخش مشاوره ازدواج...اون بیشتر یه مادر میخواد تا یه زن
درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • گروه الو روانشناس

    گروه الو روانشناس

  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

بخش مشاوره ازدواج...اون بیشتر یه مادر میخواد تا یه زن

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 18 ارديبهشت 1391
  • موضوعات : عقب نشینی پسر ,
  • بازدید : 390 مشاهده

سوال:

سلام

من دختری 25ساله ام. پسر  پسرعموم مدت 5سال بود به من علاقه داشت وسعی میكرد اینو به من یه جوری بفهمونه ولی من توجه نمیكردم تا اینكه من در ارشد قبول شدم به قصد تبریك خواست بامن حرف بزنه وما به قصد ازدواج حدود7ماه با هم حرف میزنیم به این نتیجه رسیدیم از نظر اخلاقی باهم اختلاف داریم وسر بعضی مسایل باهم دعوا میكردیم من ازش فهمیدم اون یه مادر میخواد تا یه زن!به مادرش وابسته است مغرور و گاهی لجبازه وگاهی وقتا دوست داره تفكرشو به من بقبولونه!ولی از نظر روحی و بعضی طرز فكرا واخلاقامون خیلی بهم شبیه هستیم این شباهت باعث میشه همدیگرو درك كنیم یه ایراد دیگش اینه كه با دنیای یه زن غریبه است چند بار بهش گفتم ولی متوجه شدم میدونه همه چیرو ولی اعتراف كرد كه نمیتونم انجامش بدم دست خودم نیست وحدود 1ماه پیش دعوامون شد ومن جواب نه رو بهش گفتم وگوشیمو خاموش كردم 10روز ازش اطلاع نداشتم چون میخواستم فراموشش كنم ولی یه جوری به خونمون زنگ زد واز رفتارش اظهار پشیمانی كرد والتماس كرد كه فراموشش نكنم واجازه بدم به این رابطه ادامه بدیم ازش تو این مدت 7ماه فهمیدم كه واقعا دوستم داره ومن را برا ازدواج میخواد ولی این اواخرخودش اعتراف كرد كه لیاقت تو رو من ندارم اگه پسر دیگری سراغت اومد روش فكر كن چون من خوشبختی تورو میخوام ولی تا ازدواج نكردی منو تو حسرت خودت نگذار و بعد اصرار من مخالفت مادرشو بیان كرد كه اگه به مامانم بگم با ازدواج فامیلی مخالفت خواهد كرد اینم بگم كه اونم از علاقه من به خودش خبر داره ومن واقعا نمیدونم چیكار كنم چون از یه طرفی نمیخوام از دستش بدم چون واقعا پسرپاك و صادقیه ونقطه اشتراكمون زیاده از یه طرفی هم احساس میكنم درمقابل من كم اورده وفكر میكنه به خاطر بعضی اخلاقاش لیافتمو نداره وخواستگاریشو پس گرفته من چیكار كنم هم بتونم بعضی اخلاقای تندشو عوض كنم چون گاهی وقتا نمیتونم اخلاق تندشو تحمل كنم وهم به خواستگاریش برگردونم؟لطفا سریع جواب بدین خیلی مهمه.خیلی ممنون

 


جواب:







براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :