close
تبلیغات در اینترنت
بهداشت روان...سلامت رواني را چگونه مي‌توان تعريف كرد؟
درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • گروه الو روانشناس

    گروه الو روانشناس

  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

بهداشت روان...سلامت رواني را چگونه مي‌توان تعريف كرد؟

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 27 مهر 1391
  • موضوعات : بهداشت روان ,
  • بازدید : 253 مشاهده
باوجود دشواري‌هاي فراوان، اكثر افراد قادرند از سلامت رواني‌شان مراقبت كنند. شخصيت توانمند را ياراي آن هست كه در برابر فشار روحي به مقابله برخيزد. حتي شخصيت ضعيف نيز مي‌تواند از طريق قوت‌بخشي و ياري، پايداري بيشتر بكند. سلامت رواني صرفا از مشكلات نيست بلكه اين است كه بشر قادر باشد در رويارويي با مشكلات راه‌حلي بيابد. گرچه رهنمودهاي ساده‌اي جهت پيشگيري از دشواري‌هاي عاطفي وجود ندارد ولي چنانچه چند اصل به درستي انجام گيرد، مي‌شود حتي در شرايط بحراني، سلامت رواني را حفظ كرد.

كلا سلامت رواني انسان شامل چند مورد ويژه است:
1- روابط شخص با سايرين 2- طرز رفتار فردي 3- منابع رضايت‌ شخص 4- حصول اطمينان عاطفي 5- ارزش هدف‌هاي شخصي در زندگي


روابط شخصي


عامل بسيار بااهميت موثر در نشاط روحيه عبارت است از: «توانايي بهبود بخشيدن روابط فرد با سايرين.» البته به اين شرط كه اين قدرت پيوسته در راه دوستي و مهرباني به كار رود. ما خانواده و ياران را با دلبستگي و مهرورزي درك مي‌كنيم همچون رضايتي كه از دلدادگي زن و شوهر پديد مي‌آيد. گرفتاري‌ها و نابساماني‌ها عمدتا برآيند اين موضوع است كه فرد تا آن اندازه طرف توجه سايرين نيست كه تعادلي ميان بيزاري و محبت در وجودش پديدار شود. تنفر از يك فرد يا يك طريقه، خواسته‌هاي شخص را از برآورده نشدن بازنمي‌دارد و حالت بيزاري افزون مي‌شود و ضرورت دارد كه مهرباني آن را متعادل كند. عشق، نخستين درسي است كه آدم در عهد خردسالي از پدر و مادر مي‌آموزد و بعدها نيز مي‌تواند دوست داشتن را عموميت بخشد. هنگامي كه فراگيري بدوي، به طرز مطلوب و صحيحي صورت نگرفت، بچه كوچك با خلأ عاطفي بزرگي، بالنده مي‌شود. فردي در اين حالت ديگر فرصت آن را ندارد كه همچون كودكي خرد، پذيراي مهر باشد و بتواند به سهم خويش عشق‌ورزي را بياموزد و نتيجه آن مي‌شود كه زندگي را عاري از صميمت پشت‌سر نهد و بدون كوچك‌ترين ارتباط دوستي و محبت تك و تنها زيست كند. زني كه در همه دوره‌هاي حيات، از محبت مادري محروم بوده است چگونه مي‌تواند فرد ديگري را دوست داشته باشد؟
اين گروه اشخاصي هستند كه مدام از ديگران بدگويي مي‌كنند. براي مثال چنين زني آمادگي آن را دارد كه حتي با دخترهاي خودش هم بدرفتاري كند. همين طور است مردي كه با پدرش مناسبات نامطلوبي داشته است و كردار خصومت‌آميزش با ساير مردان و پسرانش را بايد حاصل همان روابط اوليه دانست.








براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :