close
تبلیغات در اینترنت
موفقیت-مدیریت...واژه بحران (CRISIN)
درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • گروه الو روانشناس

    گروه الو روانشناس

  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

موفقیت-مدیریت...واژه بحران (CRISIN)

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : یکشنبه 07 آبان 1391
  • موضوعات : موفقیت-مدیریت ,
  • بازدید : 323 مشاهده

قريب پنج قرن از عمر ظاهر شدن واژه بحران (CRISIN) در زبان لاتين سپري شده و طي دو قرن اخير واژه هاي CRISIS و CRISE در زبــانهاي انگليسي و فرانسه از ادبيات گسترده اي برخوردار شده اند. اگر در تعريف بحران در حوزه هاي سياسي - فرهنگي به دليل نگرشهاي ذاتاً جهت دار ذينفعان توافق عامي وجود ندارد اما در حوزه هاي علوم تجربي و پزشكي و هر آنجا كه مقياسهاي كمّي به كمك گرفته مي شوند جدال كمتري در درجه بندي (مراحل پايين خروج از حالت عادي تا رسيدن به حد بحران) و تعريف بحران وجود دارد.

تغييري ناگهاني، شديدتر از حالت عادي و غافل گيري تهديدآميز، ازجمله معيارهاي تعريف بحران هستند. علم اقتصاد (و تا حدودي مديريت) در طيف شناخت شناسي علوم، در ميانه مباحث علوم اجتماعي و تجربي قرار دارد به اين معنا كه مثلاً به كارگيري واژه بحران اقتصادي براي آنچه كه در سالهاي 1929 (بخصوص در آمريكا) و بحران افزايش قيمت نفت (شوكهاي نفتي 1973 و 1980) و آسياي شرقي 1997 اتفاق افتاد توافق بيشتري وجود دارد تا به كارگيري اصطلاح «بحران انتخابات» (يا مديريت سياسي) در كشورمان. در زبان فارسي درمورد ادبيات مديريت بحران، در بنگاههاي اقتصادي و نهادهاي سياسي بخصوص بحرانهاي بين المللي علي رغم اهميت روزافزون آنها تعداد آثار مرجع از انگشتان دست فراتر نمي رود و اين درحالي است كه زمان ما زمانه تغييرات پي در پي يعني هنگامه تغييرات بحران زاست. ايران به عنوان كشور درحال توسعه با موقعيتي سياسي - جغرافيايي ويژه طي 30 گذشته همواره در معرض تحولات و تغييراتي بحران زا قرار گرفته. از انفجار جمعيت گرفته تا انقلاب و هشت سال جنگ تحميلي و بازسازي و محاصره اقتصادي - فناوري... . به موازات طي دهه هاي اخير علاوه بر سيل و طوفانهاي محلي و زلزله هاي خفيف هر ده سال يك بار دچار زلزله هاي شديد در مقياس 6 تا 7 ريشتر و تخريبي درحد فاجعه ملي شده ايم.

در چنين شرايطي منطقاً اين سوال مطرح است. كه ما چقدر در معرض آسيبهاي جدي و بحران زا قرار داريم؟ آيا درهمين حد و مقياس آمادگي براي رويارويي با بحران را در خود ايجاد كرده ايم؟

قطعاً پاسخ به اين دو سوال پاسخي نسبي خواهدبود. با حفظ اين پيش شرط عام و در جامعه اي درحال گذار ودسيستميك (DESYSTEMIC) مي خواهيم به طورخاص مديريت بحران را در رويارويي با فاجعه هاي طبيعي بيشتر موردتوجه قرار دهيم.

گام اول در مديريت بحران شناخت زمينه هاي بحران و گردآوري اطلاعات در زمينه هاي شكل گيري يا احتمال حادث شدن بحران است كه نياز به واقع بيني دارد تا خوش بيني. و تاكيد كنيم كه اين درست در نقطه مقابل روزمره گي و به دنبال حوادث دويدن است و بدون تعارف در نقطه مقابل رفتار قدرگرايانه سنتي مان قرار مي گيرد. چرا كه هيچ بحراني از ديدگاهي كارشناسي بدون علائم قبلي و درجات احتمال آن رخ نمي دهد. بارها شنيده ايم «كه زلزله خبر نمي كند». و يا «فاجعه هاي طبيعي چون: طوفان، سيل، آتش سوزي ناشي از امتحان الهي است». فراتر از جنبه هاي تسلي بخش و اعتقاد پايه اي در فرهنگمان كه كاركرد خود را داراست با ديدي كارشناسانه مي دانيم كه بحرانها هم قابل پيش بيني هستند و هم خبر مي كنند. زلـــزله خبر مي كند، از طريق شناخت نقشه جهاني - منطقه اي نقاط زلزله خيز، ازطريق بسامدي (تكرار) زلزله ها و جدول شدت آنها، ازطريق علايم دائمي پايگاههاي لرزه نگاري و وضعيت گسلهاي فعال. اگر نبود تفاوتي ميان سه منطقه خاص زلزله خيز جهان با ساير نقاط وجود نداشت و يا اينكه تفاوتي ميان ژاپن، چين كاليفرنيا و ايران با ساير نقاط كم خطرتر جهان وجود نداشت. پس مقياسهاي خبر وقوع زلزله كمي از معيارهاي متعارف و زندگي روزمره فراتر مي رود و به معناي چندثانيه قبل از وقوع نيست تا در جاهاي امن پناه بگيريم، كه اين نيز به نوبه خود بخشي از يادگيرهاي مديريت بحران است. طوفان، سيل، آتش سوزي و فاجعه هاي زيست محيطي همانند جنگها، انقلابها و حتي اعمال تروريستي! دقيقاً داراي علايم قبلي و هشداردهنده هستند. مسئله اساسي اين است: با چه نگرش و سازوكاري درجهت به حداقل رساندن دامنه بحران، خسارتها و بالاخره عادي سازي به رويارويي با بحران مي رويم. به اين ترتيب سه فاز مديريت بحران يعني سازوكارهاي قبل از بحران، سازمان ويژه مقابله با بحران پس از وقوع و بالاخره فرايند عادي سازي هر سه مهم هستند. اما قبل از هر مرحله، نخست بايد اين نگرش را ايجاد كنيم كه زلزله براي كشورمان امر عادي است و بايد درپي سازماندهي مقابله با آن به نگرشي استراتژيك در مقياس استراتژيهاي توسعه مجهز شويم. در چنين نگرشي بلادرنگ بايد به فكر مقاوم سازي 80% از بناهاي كشور (12 ميليون بنا) كه در مقابل زلزله هاي شديد (7 ريشتري) شكننده هستند باشيم و منابع و سازمان اجرايي آن را مهيا و تعريف كنيم. 60 شهر كشورمان در درجه ريسك بالا طبقه بندي شده هستند كه متاسفانه تهران جزو آنهاست. ميانگين برآوردهاي مختلف، خسارتهاي فيزيكي (مساكن، زيرساختها و تاسيسات...) زلزله بم را حدود شانزده هزار ميليارد ريال (حدود دو ميليـارد دلار) نشان









براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :