close
تبلیغات در اینترنت
مشاوره ازدواج : میترسم فامیلامون نذارند زندگی کنیم
درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • گروه الو روانشناس

    گروه الو روانشناس

  • اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

    اگر مدام کارهایتان را به تاخیر می‌اندازید احتمالا به این اختلال دچار هستید

  • تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

    تازه ترين اطلاعيه سازمان نظام روانشناسي درخصوص دوره کارورزی

  • «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

    «گل» دومین مخدر مصرفی کشور معرفی شد

  • چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

    چگونه بعد از ماه رمضان چاق نشویم؟

مشاوره ازدواج : میترسم فامیلامون نذارند زندگی کنیم

t.me/alo_ravanshenas_ir : در تلگرام به ما بپیوندید
  • تاریخ ارسال : سه شنبه 11 فروردين 1394
  • موضوعات : قبل از ازدواج ,
  • بازدید : 149 مشاهده
سوال :

سلام

من با یک پسر دوستم که 3 ساله باهاشم خیلی دوسش دارم اونم همین طور . اون 3 سال پیش موقعی که من در اوج خرابکاری بودم باهام دوست شد. این طور بگم یک جورایی خدا اونو واسم فرستاد که منو از بدبختی نجات بده اولش خیلی بهم بی اعتماد بود و بهم خیلی شک داشت ولی به مرور زمان که منو شناخت بهم اعتماد پیدا کرد. من قبل از اینکه باهاش دوست بشم 2تا رفیق داشتم که یکیشون فامیل اون از اب در امد به خاطر این کارم تو این شهر کوچیک خیلی پشت سرم حرف زدند چیزایی گفته بودند که وقتی شنیدم داشتم روانی می شدم. دوستم کاری کرد که تمام این حرفا تموم شد و 2سال بعد از اون هرچی گفت گوش کردم از اول قصدش ازدواج بود و هیچ قصد دیگه ای نداشت چند بارم که خواست خواستگاری بیاد یک مشکلی پیش می اومد. اون میگه میترسم فامیلامون نذارند زندگی بکنیم چون یکی از دوست های قبلی من فامیلشون بوده خلاصه اینکه من خیلی اونو می خوام چون منو از بدبختی نجات داده ولی دیگه نمیدونم چه کارکنم نمی تونیم قید همدیگه رو بزنیم.



جواب :






براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :