close
تبلیغات در اینترنت
مشاوره ازدواج : میترسم فامیلامون نذارند زندگی کنیم
صفحه اصلی تبلیغات در مورا(مرکز مشاوره و روانشناسی ایران) ...

مترجم سايت

مترجم سايت

www.mo-ra.ir
تبلیغ ویژه روانشناسان و مشاوران
Title
نام مشاور:
زمینه کاری:
شرکت در سمینار
توضیحات بیشتر
برای ثبت آگهی در این بلوک با fathadfarokhi71@gmail.com تماس حاصل بفرمایید.باتشکر > .


تبلیغات شما
تبلیغات شما

کد اخبار

تلگرام
https://t.me/www_mo_ra_ir
موضوعات و زیرشاخه ها
  • مطالب مربوط به روان شناسی
  • مطالب مربوط به مشاوره
  • معرفی رشته های علوم تربیتی و روان شناسی
  • مشاوره کودکان استثنایی
  • مشاوره شغل
  • کتاب های pdf
  • مشاور کودک
  • مشاوره و مطالب مربوط به بانوان
  • اقایون و خانم ها
  • مشاوره درمورد خودارضایی
  • مشاوره ترک اعتیاد
  • مشاوره تحصیلی
  • مشاوره ویژه کنکوری ها
  • مشاوره نوجوان
  • مشاوره خانواده
  • مشاور ازدواج
  • معرفی و درمان خجالت و اضطراب اجتماعی
  • بلوغ جسمی و روحی در پسران
  • نمونه سوال دانشگاه پیام نور
  • آموزش مسائل جنسی و زناشوئی
  • يك كلام حرف حساب
  • درباره سایت
    وبسایت روانشناسی مورا
    مورا با هدف ترويج بحث هاي روانشناسي و مشاوره فعاليت خود را از سال 89 اغاز نموده و تا كنون جزو برترين سايت هاي مشاوره و روانشناسي فارسي زبان ميباشد.
    آمار سایت
    ● آمار مطالب کل مطالب : 2895 کل نظرات : 481 ● آمار کاربران افراد آنلاین : 2 تعداد اعضا : 6003 ● آمار بازدید بازدید امروز : 660 بازدید دیروز : 763 بازدید کننده ارمزو : 76 بازدید کننده دیروز : 69 گوگل امروز : 4 گوگل دیروز : 5 بازدید هفته : 660 بازدید ماه : 29,968 بازدید سال : 231,655 بازدید کلی : 3,563,028 ● اطلاعات شما آی پی : 54.159.85.193 مروگر : سیستم عامل :
    آرشیو
    نویسندگان
    لینک ها
    نظرسنجی
    (یک کلام حرف حساب) را چگونه ارزیابی میکنید؟




    مشاوره ازدواج : میترسم فامیلامون نذارند زندگی کنیم

    فرهاد فرخي
    14:58
    بازدید :0 128

    سوال :

    سلام

    من با یک پسر دوستم که 3 ساله باهاشم خیلی دوسش دارم اونم همین طور . اون 3 سال پیش موقعی که من در اوج خرابکاری بودم باهام دوست شد. این طور بگم یک جورایی خدا اونو واسم فرستاد که منو از بدبختی نجات بده اولش خیلی بهم بی اعتماد بود و بهم خیلی شک داشت ولی به مرور زمان که منو شناخت بهم اعتماد پیدا کرد. من قبل از اینکه باهاش دوست بشم 2تا رفیق داشتم که یکیشون فامیل اون از اب در امد به خاطر این کارم تو این شهر کوچیک خیلی پشت سرم حرف زدند چیزایی گفته بودند که وقتی شنیدم داشتم روانی می شدم. دوستم کاری کرد که تمام این حرفا تموم شد و 2سال بعد از اون هرچی گفت گوش کردم از اول قصدش ازدواج بود و هیچ قصد دیگه ای نداشت چند بارم که خواست خواستگاری بیاد یک مشکلی پیش می اومد. اون میگه میترسم فامیلامون نذارند زندگی بکنیم چون یکی از دوست های قبلی من فامیلشون بوده خلاصه اینکه من خیلی اونو می خوام چون منو از بدبختی نجات داده ولی دیگه نمیدونم چه کارکنم نمی تونیم قید همدیگه رو بزنیم.



    جواب :






    براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : *

    اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
    نام کاربری :
    رمز عبور :

    مطالب مرتبط
    مشاوره ازدواج : می ترسم دانشگاه پشیمونش کنه
    ارسال دیدگاه
    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتی
    ورود به سایت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    رمز عبور را فراموش کردم ؟
    عضویت
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    آخرین مطالب ارسالی سایت
    مطالب محبوب
    کدهای اختصاصی
    تبلیغات شما
    محل تبلیغات شما با قیمت ارزان
    YOUR ADS