درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام
  • تاریخ ارسال : سه شنبه 19 مهر 1390

 

 

 

در زمان‌های قدیم مرد فقیری با دخترش زندگی می‌كرد. این مرد به داروغه شهر بدهكار بود و نمی‌توانست قرض خود را پس بدهد. یك روز داروغه به مرد پیشنهاد داد كه اگر دخترش را به همسری داروغه درآورد از بدهی‌اش چشم‌پوشی می‌كند. مرد فقیر پریشان و درمانده پیش دخترش رفت و موضوع را با او در میان گذاشت. دختر گفت: من به یك شرط این مساله را قبول می‌كنم، به این شرط كه در حضور مردم شهر مراسمی ترتیب دهیم، در این مراسم در یك كیسه دو تكه سنگ، یكی سفید و یكی سیاه می‌گذاریم و من باید دست در كیسه كنم و یكی را در بیاورم. اگر سنگ سیاه را دربیاورم درخواست داروغه را قبول می‌كنم و اگرنه او باید قرض تو را ببخشد. روز بعد مرد فقیر موضوع را با داروغه در میان گذاشت و او هم قبول كرد و زمان مراسم را تعیین كرد. یك روز مانده به مراسم یكی از سربازان زیردست داروغه خبردار شد كه داروغه قصد دارد به جای دو رنگ متفاوت، هر دو سنگ داخل كیسه را سیاه انتخاب كند تا دختر هركدام را بردارد بازنده شود. سرباز خبر را به مرد فقیر و دخترش رساند. اما دخترك به پدر گفت كه ای پدر هیچ نگران نباش كه من حتما پیروز می‌شوم و همینطور هم شد. حالا به نظر شما دخترك چه كاری انجام داد و چگونه در مسابقه برنده شد؟!!!



براي نمايش ادامه اين مطلب بايد عضو شويد !
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : *

اگر قبلا ثبت نام کرديد ميتوانيد از فرم زير وارد شويد و مطلب رو مشاهده نماييد !
نام کاربری :
رمز عبور :