درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام

سرگذشت واقعی

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : پنجشنبه 08 آبان 1393
تا اونجایی كه یادم می یاد از سال دوم دبیرستان بود كه با جنس مخالف دوست شدم اون موقع ها من خیلی دور درس و كتاب بودم برای همین با كسی دوست شدم كه اونم اهل درس و كتاب بود و در كل دانشجو بود و یه جورایی توی درسا كمكم می كرد از اون موقع ها شروع شد و از جایی كه اون اولین پسری بود كه باهاش دوست شدم مثل بقیه دخترا ها با هاش صادق بود و خیلی هم صادق بود در حدی كه خودش هم تو كف صداقت من بود ، این شد كه من عاشقش شدم و عشق پاك خودمو بهش دادم ولی اون با كمال نامردی نه تنها عشق منو قبول نكرد بلكه با استفاده از من به كسی كه دوستش داشت رسید و با اون ازدواج كرد خیلی جالبه اون از من خواست كمكش كنم به كسی كه دوستش داره برسه و منم اینكار رو كردم چون خیلی دوستش داشتم و عاشقش بودم و اونم خیلی راحت منو گذاشت كنار به همین راحتی .

این شد كه من از اون موقع به بعد دیگه پسرا رو فقط در حد استفاده می دیدم و همه رو دروغ گو می دونستم و همیشه به این فكر می كردم كه چطور یه پسر رو عاشق خودم كنم و چطور ضربه ی آخر رو بهشون بزنم و یه جورایی انتقام عشقمو از همه ی پسرا بگیرم .

از اون موقع ها شروع كردم از موقعیت خودم استفاده كنم آخه از نظر ظاهری من شبیه ایرانی ها نبودم و یه جورایی شبیه اروپایی ها هستم و خیلی هم درس خون بودم همه آرزوشون این بود كه با من دوست بشن . هر روزی كه می رفتم بیرون اصلا كرایه رفت و آمد نمی دادم آخه همه از خداشون بود منو سوار كنن و خیلی راحت هم من سوار می شدم و هر دقیقه ی هم به اون صحنه فكر می كردم كه چطور اون نامرد كه من عاشقش بودم چطور منو قربانی خودش كرد برای همین پر از نفرت می شدم و با دلی از كینه و نفرت با پسرا صحبت می كردم و البته هیچ آتویی دستشون نمی دادم بلكه ازشون آتو هم می گرفتم اونا شده بودن نوكر درخونه ی ما جوریی كه من اصلا احتیاج به پول تو جیبی پیدا نمی كردم و همین باعث تعجب خانوادم شده بود آخه من پسر جماعت رو فقط در حد استفاده می دیدم
این متن ادامه دارد / ادامه را از اینجا بخوانید