درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام

مشاوره ازدواج: ازدواج موقت پنهانی تا اخر عمر

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : دوشنبه 05 آبان 1393
سوال:

سلام

دختری 28 ساله هستم .3سال قبل با یه آقا ی مجرد که 2 سال از من کوچکتره از طریق چت آشنا شدم .اول نیتشو دوستی تلفنی بیان کرد اما وقتی بعد از تماسهای مکرر بهش علاقمند و شدیدا وابسته شدم بهم پیشنهاد ازدواج موقت داد.اولش قبول نمیکردم چون فکر میکردم بخاطر باکره بودن من صیغه برام اشکال شرعی داره و حرامه . اما بعد از مدتی بخاطر اصرارهای ایشون و رجوع به نظرات مجتهدهای مختلف بالاخره قبول کردم و بدون اطلاع خانوادم با ایشون عقد موقت کردم .الان 3ساله که با هم هستیم .ایشون از اول رابطه نیتشو فقط عقد موقت اعلام کرده و بارها و بارها بهم گوشزد کرده که رابطه ما منجر به ازدواج دائم نخواهد شد .اما من بخاطر وابستگی شدید به ایشون و امید داشتن به اینکه ایشون بالاخره راضی به ازدواج دائم خاهد شد به رابطمون ادامه دادم .البته مواقعی که من تصمیم به جدایی گرفتم ایشون با محبتهای بی اندازه ش منو از تصمیمم منصرف کرده . میدونم حماقت کردم اما تا حالا خواستگارهایی رو بخاطر ایشون رد کردم و الان مدتیه که دیگه اصلا خاستگار ندارم. به هیچ مرد دیگه ای علاقه ندارم و حتی با شنیدن اسم خواستگار حالت تهوع شدید بهم دست میده.هر چند که هنوز باکره هستم اما بخاطر تماسهای بدنی که تا حالا با ایشون داشتم فکر کردن به ازدواج با یه مرد دیگه باعث ناراحتی و عذاب وجدان شدیدم میشه . نمیتونم با یه مرد دیگه ازدواج کنم و قضیه عقد موقتم و داشتن رابطه جنسی هرچند در حد نامزدی بوده رو از همسر آینده م پنهان کنم . نمیدونم باید چکار کنم . بارها و بارها از ایشون شنیدم که عقد موقتمون منجر به ازدواج دائم نخاهد شد اما بازهم نا امیدانه امیدوارم که شاید بالاخره ایشون راضی به ازدواج دائم بشه . از یه طرف هم بهشون علاقه و وابستگی شدید دارم و علاقه به ایشون نمیزاره به هیچ مرد دیگه ی فکر کنم و از طرف دیگه عذاب وجدان نمیزاره که با یه جوون دیگه به عنوان یه دختر سالم ازدواج کنم . من جسما باکره هستم اما روحا باکره نیستم . نمیدونم باید چکار کنم . دوستش دارم .نمیتونم ازش جدا بشم اما ایشون اصلا به ازدواج دائم فکر نمیکنه نه با من و نه با هیچکس دیگه . اصولا فرد مسئولیت پذیری نیست و راضی به تن دادن به ازدواج و قبول مسئولیت بعد ازون نیست البته میگن که اگه من راضی باشم میتونن تا آخر عمر بطور پنهانی فقط منو صیغه کنن اما ازدواج دائم نمی کنن .بخاطر وابستگی عاطفی و روانی شدیدی که بهشون پیدا کردم راضیم که تا آخر عمر ازدواج نکنم و با ایشون بطور پنهانی صیغه بمونم . واقعا درمانده م .نمیدونم باید چکار کنم .نمیدونم آیا بهتره که وارد یه رابطه دیگه بشم و به این طریق ایشون رو فراموش کنم یا نه .احمقانه ست اگه بگم که بارها حتی به دنبال دعا یا جادو بودم که بتونم ایشون رو راضی به ازدواج دائم کنم اما چیزی پبدا نکردم .از یه طرف سنم داره میره بالا و دیگه خواستگار ندارم و از یه طرف دیگه اصلا نمیتونم هیچ مرد دیگه ای رو دوست داشته باشم .آیا اگه تا آخر عمر ازدواج نکنم و فقط با ایشون عقد موقت باشم آیا کار ابلهانه ای کردم؟ چطور میتونم به یه مرد دیگه فکر کنم درصورتیکه این آقا رو دیووانه وار دوست دارم ؟ چکار کنم که راضی به ازدواج دائم با من بشه .چطوری راضیش کنم ؟. من باید چکار کنم ؟ دچار افسردگی و نا امیدی بیش از حد شدم




جواب:
این متن ادامه دارد / ادامه را از اینجا بخوانید