درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام درخواست مشاوره و ارسال سوال الو روانشناس در اینستاگرام الو روانشناس در تلگرام

مشاوره ازدواج : عشقم نسبت بهش کاهش پیدا کرده

t.me/alo_ravanshenas_ir :تلگرام " اَلو روانشناس "
  • تاریخ ارسال : چهارشنبه 12 فروردين 1394
سوال:

سلام

راستش برای اینکه این سوال و از شما بپرسم لیست تمام مطالب ارسالی و تعداد زیادی از پاسخ هاتون رو مطالعه کردم وچون به جواب قانع کننده ای در مورد سوالم نرسیدم تصمیم گرفتم این سوال از شما بپرسم امیدوارم مثل همیشه جواب قانع کننده ای برای این سوال داشته باشید
چون دیگه خسته شدم از گوش کردن سمینار دیگران راجب مهارتهای قبل از ازدواج و سرچ کردن مطالبی مربوط به سوالم ، تو اینترنت!!!
راستش حدود 2 ماه که با دختری تو دانشگاه آشنا شدم اوایل ارتباطمون عشق آتشینی بینمون حکم فرما بود تا اینکه موضوع رو به خانواده و بستگان نزدیک در میون گذاشتم وهمه در نگاه اول از وضعیت ظاهری اون که میشه گفت تقریبا بد حجابی و بالا بودن وزنش بود گلایه داشتن البته من با این موارد هیچ مشکلی نداشتم ولی موضوع رو باهاش درمیون گذاشتم و دیدم با کمترین مشکلی تصمیم گرفت حجابش رو بهتر کنه و بدون اینکه من بدونم تصمیم به رژیم غذایی سخت گرفت(وتا الانم کلی وزنش پایین اومده)
من 23 سالمه و به دلایلی ترم دوم رشته روانشناسی هستم و در حال حاضر شغلی ندارم ولی خیلی دنبالش گشتم برام مهم نیست هر شغلی پیش بیاد قبول می کنم حتی دست به کارهای یدی هم زدم
و ایشون از وضعیت و شرایط خودم و بیکاری فعلی و تموم نشدن درسم با خبره و خودش گفته حاضرم همه چیز و تحمل کنم ولی فقط با تو باشم!
از عشقش نسبت به خودم "در حال حاضر" هیچ شکی ندارم ولی راستش رو بخواین به عشق خودم نسبت بهش شک کردم و دو دل شدم پیش خودم میگم چرا دیگه مثل اوائل رابطمون دیگه اون حس دوست داشتن و نسبت بهش ندارم شاید به دلیل این باشه که سختی مسیر آینده رو لمس کردم...
از شما چه پنهون که یه بار خواستم بهم بزنم ولی بعد از زنگ زدن ایشون و گریه کردنش از تصمیمم منصرف شدم البته چون طاقت فشار این مسئولیت رو نداشتم بازهم تصمیم به قطع ارتباط گرفتم ولی این بار با پا در میونی خواهرشون همه چی مثل قبل شد تا اینکه به اصرار من به اتفاق خانواده رفتیم تحقیق و همه چی عالی بود
راستش دیگه بهونه ای برای قطع رابطه ندارم واز طرفی خودم احساس می کنم یه تعهد عاطفی نسبت بهش پیدا کردم آخه لباس نیست که بخوای عوضش کنی ولی مرددم که چه کار کنم از طرفی نمی تونم از این رابطه رهایی پیدا کنم چون احساس می کنم هرچی بیشتر دست و پا بزنم بیشتر غرق می شم و از طرف دیگه احساس می کنم عشقم نسبت بهش کاهش پیدا کرده
ببخشید که یه مقدار طولانی شد ولی بد نیست که این موضوع رو اضافه کنم که احتمال میدم این دودلی شاید ربط به شخصیتم داشته باشه آخه تا به حال چندین بار رشته ورزشی مو عوض کردم(بیش از 6 یا7 رشته و تجربه کردم) و در زمینه تحصیلی هم اول رشتم ریاضی بود و بعد در کنکور انسانی شرکت کردم و در دانشگاه هم رشتمو از علوم اجتماعی به روانشناسی تغییر دادم چون خیلی دوسش داشتم بیش از100جلد کتاب در زمینه روانشناسی خوندم و وفکر کردم دیگه از خود درس خوندن لذت میبرم ولی دیدم خیالی بیش نبود.بی خیال...!
البته فکر کنم تمامی این مشکلات بر گرده به اینکه هنوز به مهمترین سوال هستی پاسخ قانع کننده ای ندادم سوال:از کجا آمده ام؟ آمدنم بهر چه بود؟
لطفا راهنمایم کنید اگه فکر می کنید کتاب یا چیز دیگه ای برام مفیده لطفا بگین تا تهیه کنم .ممنون . . .

جواب :
این متن ادامه دارد / ادامه را از اینجا بخوانید